مازنیوز:دكتر شمسعلي هاديزاده معلّم، مشهور به دكتر معلّم، نام با مسمّايي دارد. هم معلّم است و هيئت علمي دانشگاه و هم زادگاهش روستاي معلّمكلاي بابل است. دكتراي دامپزشكي دارد و رياست شوراي نظامپزشكي استان مازندران، منتخب هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني صنايع و معادن (رياست كميسيون كشاورزي اين اتاق) و رياست هيئتهاي امناي شهركهاي صنعتي بابل را عهدهدار است.
و براي اوّلينبار از استان مازندران به عضويت شوراي مركزي سازمان نظامپزشكي جمهوري اسلامي ايران درآمدهاست كه تمام موارد فوق را بهصورت انتخابي بهدست آوردهاست.
گفتوگوي ما با دكتر معلّم به بهانهي توفيقات او در حوزهي كارآفريني صورت گرفتهاست.
به پيشنهاد ما خودش به مجلّه آمد و در گفتگويي صميمي با ما شركت كرد. دكتر معلّم از تيپ انرژيمثبتها است كه لبخند، لحظهاي از لبانش كنار نميرود. همهچيز را به فال نيك ميگيرد و معتقد است كه نگاه مثبت به رويدادها و مشكلات، كليد حلّ مشكلات است.
جوانتر از سنّش بهنظر ميرسد. قامتي بلند، چهرهاي متبسّم با نگاهي نافذ، خوشزبان و 44 ساله است.
برايش توضيح ميدهم كه روال مصاحبهي ما چگونه است. آنگاه از او مي خواهم راجعبه خودش از سير تا پياز برايمان تعريف كند:
بنده، شمسعلي هاديزاده معلّم مشهور به دكتر معلّم هستم. در روستاي معلّمكلا (بخش بندپي غربي بابل) در سال 1346 بهدنيا آمدم و فرزند سوم و تكپسر خانواده و كشاورز زادهام.
دوران تحصيل را چگونه گذرانديد؟
در دورهي كودكي ما-روستاي معلّمكلا- مدرسه نداشت. به همين خاطر ما در زير تختِ تكيهي روستا تحتنظر معلّمان سپاهدانش درس ميخوانديم. بعدها (تا آخر ابتدايي) به دبستان روستاي شوبكلا رفتم و دورهي راهنمايي را در روستاي نوشيروانكلا در مدرسهاي كه مرحوم نوشيرواني (اسطورهي خدمت) ساخت، سپري كردم. دورهي دبيرستان در آيتالله طالقاني درس خواندم. سال 64 ديپلم علومتجربي گرفتم و در همان سال، وارد دانشكده افسري نيروي دريايي شدم. امّا بعد از دو سال، انصراف دادم.
و بعدش چه كردي؟
بعد به خدمت سربازي رفتم و در طول خدمت درسهايم را در پادگان ميخواندم و بعد از پايان سربازي در كنكور دانشگاه آزاد شركت كردم و خوشبختانه در رشتهي مورد علاقهام يعني دامپزشكي قبول شدم و پس از شش سالونيم دكتراي حرفهاي دامپزشكي را در سال 75 از اين دانشگاه (واحد كازرون) گرفتم.
بعد از فارغالتّحصيلي چه كرديد؟
در سال 76 به بابل برگشتم و در يك درمانگاه دامپزشكي در خشرودپي مشغول بكار شدم و 54 سال در خدمت كشاورزان و دامداران مظلوم و محروم منطقه بودم. البتّه چون از سال 77 عضو هيئتعلمي دانشگاه آزاد بابل بودم، نميتوانستم تا به همكاريام با آن درمانگاه ادامه بدهم.
دوست داريم از معلّمهايي كه در دوران تحصيل داشتيد، بگوييد.
همهي معلّمهايم خوب بودند ولي از ميان آنها هميشه به ياد مرحوم حاج موسي خانبابازاده (معلّم ايتدايي) و آقايان استادزاده، غلامپور و اميري، رستميان و اصغري (معلّمان دورهي راهنمايي) هندينژاد، اسماعيلنيا (در دورهي دبيرستان) هستم.
همسرتان هم اهل معلّمكلا هستند؟
نه! شيرازياند. جالب است كه ما از لحاظ خانوادگي قرينهي همديگر بوديم. آنها سه برادر و يك خواهر بودند ولي ما، سهخواهر و يك برادر، يعني من و او تك بوديم (او تكدختر و من تكپسر) سال 74 هم ازدواج كرديم.
با توجّه به تفاوتهاي فرهنگي، مشكلات بعد از ازدواج نداشتيد؟
وقتي به خواستگاري رفتيم، خانوادهي ايشان براي تحقيقات آمدند، شرايط زندگي را بررسي كردند با اينكه ما از نظر مالي باهم تفاوت زيادي داشتيم، پسنديدند. من در توصيف شرايط خانوادهام همه چيز را صادقانه گفتم. پدرخانمم گفت: او آدم صادقي است، من پسنديدم و بقيه (حقّ انتخاب) را گذاشت به عهدهي خانمم.
آن وقت، يك دختر خوب شيرازي در جمع يكخانوادهي كشاورز مازندراني؟
بله، ما بعد از ازدواج و اتمام تحصيلات در بابل مستقر شديم و فراز و نشيبهاي زندگيمان را با تلاش پشتسر گذاشتيم.
الآن، ميتواند به لهجهي ما حرف بزند؟
زبان مازندراني را كاملاً ميفهمد، يكمقداري هم ميتواند حرف بزند.
ميتواند غذاهاي محلّي مازندراني هم بپزد؟
بله! خانم من بسيار باهوش و با استعداد است و همهچيز را سريع ياد ميگيرد.
حالا، چندتا بچّه داريد؟
اوّلي پسرم هيربُد (بهمعني معلّم، قاضي) است كه 14 ساله است و در مركز آموزش شهيد بهشتي (تيزهوشان) درس ميخواند. دومي هيلا (بهمعني پرندهي كوچك) و سومي هِلِنا بهمعني (الههي زيبايي) است.
سهتا بچّه كم نيست؟
نه! همينقدر بس است. چون تربيت بچّهها، واقعاً انرژي ميخواهد.
بله، حق با شماست، شعار فرزند كمتر، زندگي بهترآ اصلاً سخن حضرت امير (ع) است. در نهجالبلاغه جملهايست كه حضرت ميفرمايد: "قِلّهُالعِيال، اَحَداليَسارَينِ" يعني: كميِ اهل و عيال، يكي از دو راه دستيابي به سعادت است.
دكتر معلّم: خوب، آفتاب آمد دليل آفتاب!
پدرتان، الآن در قيد حياتند؟
نخير! ايشان قبل از آنكه درسم بهپايان برسد، عمرشان را دادند به شما! (دوسهماه ماندهبود كه دكتر بشوم)
اين مطمئناً، خاليترين قسمت زندگيام بود. هروقت دوستان ميگويند، در زندگيات چه چيزي كم داري؟ ميگويم: پدر! ولي هميشه احساس ميكنم روحش زندهاست و دارد مرا ميبيند. خدابيامرز، همهي عشقش اين بود كه من درس بخوانم. هميشه مي گفت: هر چيزي ميخواهي بگو! من حتّي حاضرم زمينم را بفروشم و پولش را بدهم به تو تا بروي درست را بخواني و اين كار را هم كرد.
آقاي دكتر، حالا برويم به حوزهي كارآفريني! اصلاً جرقّهاش از كجا و چگونه زدهشد؟
سال 71 قبل از ازدواج در فكر معيشت بودم. بالطبع، ازدواج و زندگي خرج دارد. عقل حكم ميكرد كه قبل از انجام هر كار، ابتدا ساز و كار و زمينههاي آن را فراهم كنم و بعد دستبهكار شوم. بنابراين من سال 71 چندماه قبل از نامزدي، به اين فكر افتادم كه بايد كار كنم. هنگام دانشجويي هم، وقتي ديدم دانشگاه ما با 400 دانشجو، بوفه ندارد، به فكر افتادم كه يك بوفه تأسيس كنم.
پيش رييس دانشگاه رفتم و گفتم: پنجاه (50) متر از حياط دانشگاه را براي بوفه ميخواهم. بعد كه تحصيلاتم تمام شد به شما پس ميدهم. ايشان هم موافقت كرد و من با چهارهزار تومان (!) شروع كردم به ساختن بوفه -يعني پايگاه تغذيهي دانشجويان. بعد هم دوتا دانشجو را كه وضع مالي خوبي نداشتند، بهكار گرفتم و تا پايان تحصيلات آنجا كار و درآمد كسب كرديم.
سال 76 كه به بابل آمدم، ابتدا يك مرغداري اجاره كردم و به مدّت سهسال سرگرم اين كار بودم. بعد در همان روستاي معلّم كلاي خودمان يك واحد مرغداري ساختم كه در آنموقع ازنظر امكانات و تكنولوژي جزء برترينها بود. الآن هم ازنظر شرايط پرورش طيور با گذشت 10 سال هنوز، جايگاه ويژهاي دارد كه در حال افزايش ظرفيت است.
سقف توليدش چقدر است؟
حدود 70000 قطعه مرغ توليد ميكند. اين واحد بزرگترين واحد پرورش مرغ گوشتي و مدرنترين واحد گوشتي در سطح استان و بزرگترين در سطح شهرستان بابل است و خدا را شكر ميكنم كه مرغ بدون ماندهي دارويي (از 7 سال پيش تابهحال) توليد ميكنم. چيزي كه تازه دارد توليدش در كشور شروع ميشود.
مرغ بدون باقيماندهي دارويي،يعني چه؟
اگر شما دارويي مصرف كنيد، اين دارو تا چند روز در بدن باقي ميماند. دام و طيور هم همينطورند. اگر آنهم زمان مصرف دارو رعايت نشود و مرغ وارد بازار شود، آنتيبيوتيك ميتواند بهما صدمه بزند. نتيجه چه ميشود؟ مقاومت دارويي.
براي همين، ما هر روز داريم آنتيبيوتيكهاي قويتري براي درمان استفاده ميكنيم. گاو وقتي آنتيبيوتيك مصرف ميكند، آنآنتيبيوتيك وارد شير ميشود. بههمينخاطر تا چندروز بعد از مصرف آنتيبيوتيك، آن شير نبايد به مصرف برسد. امروز در دنيا، پرورش طيور، بدون باقيماندهي دارويي هدف است. حتّي در پرورش مرغ از دارو استفاده نميكنند. اگر هم دارويي مصرف شده، بايد مدّتزمان دفع دارو از بدن درنظر قرار بگيرد. در چنين حالتي، اين مرغ، قابل مصرف است.
ما سعي كرديم دانش و تكنولوژي پرورش مرغ را آنقدر بالا ببريم كه اصلاً دارو مصرف نكنيم. در همين راستا داريم يك نوع خوراك طيور تهيّه ميكنيم كه مختصات آن، علميبودن و داشتن استانداردهاي بهداشتي است.
پروژهي ديگري هم در دست تهيه داريد؟
پروژهي سوّمي در حال ساخت است، زرين دارو ميباشد كه جهت تكميل و پريمكسها و داروهاي دام و طيور و ضدّعفونيكننده است.
پروژهي چهارمي كه در آيندهي نزديك إنشاءالله به بهرهبرداري خواهدرسيد، بستهبندي و فراوري مرغ است كه اميدواريم با نام تجاري گروه توليدي دكتر معلّم به بازار عرضه كنيم.
منظور از گروه دكتر معلّم چيست؟
گروهي است كه اميدوارم تحقّق تفكّر ايجاد يك مجموعه باشد تا بهعنوان يك نام تجاري إنشاءالله در سطح جهان بدرخشد. تمام شركتهاي تابع اين گروه در حال حاضر شامل زرّين بالان، زرّين دارو دام و زرّين گوشت ميباشد. زرينبالان، توليدكنندهي كنسانتره و خوراك دام و طيور ميباشد. زريندارودام توليدكنندهي داروهاي دامي است و زرّينگوشت كه در آيندهي نزديك، توليد و بستهبندي و فرآيند موادّ پروتئيني را انجام خواهد داد. (تهيّهكنندهي پروتنس و قطعهبندي گوشتي است).
چندتا نيرو داريد؟ (يعني چند فرصت شغلي ايجاد كردهايد؟)
جمعاً بالغ بر 100 نفر بهصورت مستقيم و غير مستقيم به گروه توليدي دكتر معلّم كمك ميكنند تا منشأ خدمات ارزشمندي براي شهر و استان و كشور باشند.
سطح تحصيلات و مدراكشان در چه حد است؟
از تحصيلات ابتدايي داريم تا سطح دكترا.
آقاي دكتر معلّم، نظام دامپزشكي استان چقدر اشراف و نظارت دارد؟
حدود 2/5 سال قبل نظام دامپزشكي استان در رتبههاي آخر كشور بود. ولي بحمدلله جايگاه آن امروز در ردههاي بالاي كشور ميباشد. در نظام دامپزشكي استان، پروژهي پليس امنيت مواد و فراوردههاي دامي را از حدود دو سال پيش پيشنهاد و مطرح كردم و اميدوارم توسّط مقامات ذيربط به اجرا در بيايد. من و همكاران شوراي نظام آمادهي هرگونهي همكاري هستيم.
مسئوليت اجراي آن بهعهدهي كيست؟
ما، پيشنهاددهنده و طرّاح هستيم. اجرا و نظارت آن به عهدهي ادارهي كلّ دامپزشكي است كه يك نهاد دولتي است.
جناب معلّم، حالا مي خواهيم، كمي راجع به فعّاليتهاي تخصّصي و حرفهايتان برايمان تعريف كنيد.
من فكر ميكنم، چون كارم را با دانشكدهي افسري شروع كردم، هميشه سرباز خوبي بودم. از افتخاراتم اين است كه براي تثبيت رشتهي دكتراي دامپزشكي در دانشگاه ازاد اسلامي (واحد بابل) فعّاليت كردم. در جريان باشيد كه رشتهي دكتراي حرفهاي دامپزشكي را در سه استان مازندران، گيلان و گلستان فقط ما داريم.
ميخواهم، حال و هواي كارآفريني را برايمان توصيف كنيد.
اوّلاً از ماهيت كارآفريني بگويم. كارآفرين دو حُسن دارد. يكي اين كه اصل آفرينش لذّت بخش است. خداوند هم وقتي انسان را آفريد، فرمود: فتباركالله احسنالخالقين. دوم اينكه، ساختن، انرژي، وقت و زحمت ميخواهد. كسي كه كارآفرين ميشود، درجاتي از اينها را دارد. من هيچ وقت عادت به گله ندارم. امّا هيچ چيز را مشكل نميبينم، اگر ميديدم نمي توانستم پيشرفت كنم. كسي از من نشنيد كه گفتهباشم، خسته شدم. نه در خانه، نه در محلّ كار.
زودتر از همه ميروم و ديرتر از همه برميگردم. از كارم لذّت ميبرم و حسّ و حال خوبي دارم.
اثرات طرح هدفمندي رايانه بر حوزهي كارآفريني چيست؟
يارانهي بيمهي كارگران يعني يارانهاي كه دولت ميداد، حذف شده، هزينهي برق 4-3 برابر شده سوخت 10 برابر شده و قيمت مواد اوليه با بيثباتي مواجه است. بالطبع آن انرژي و انگيزهاي كه بايد به توليدكننده دادهشود. از او گرفتهمي شود و فقط از بستههاي حمايتي بخش صنعت ميشنويم. اميدوارم كه همانند سهم خانوار، هدفمندي سهم صنعت نيز مدّ نظر قرار گيرد. موضوع ديگر اينكه ادامهي پروژههاي گروه توليدي دكتر معلّم با كاهش سرعت مواجه شدهاست.
چرا؟
بهخاطر همين مشكلات! چون هر توليدكننده و كارافرين، تا يك حدّي ميتواند ريسك كند. وقتي پاي آبرو به ميان ميآيد، قطعاً سعي ميكند با احتياط قدم بردارد. ريسك نميكنم. ترجيح مي دهم با امنيت بيشتري كار كنم. من قبلاً خيلي راحت كار ميكردم، امّا امروز نميتوانم راحت كار و توليد كنم. بازار توليد، امروز رقابتي است. من نميتوانم متناسب با هزينهي توليد (كارگري،بيمه، سوخت و ... ) قيمت محصول را بالا ببرم.
براي عبور از اين بحران، چه راهكاري پيشنهاد ميكنيد؟
ببينيد، امنيت شغلي، امنيت كارآفرين، امنيت توليد، امنيت اجتماعي را همهي ما دوست داريم.
انسان ذاتاً امنيت را دوست دارد. در جريان هدفمند كردن يارانهها، نوك پيكان به سمت توليدكننده است. من فكر ميكنم، اين نوك پيكان را بايد برداريم تا توليدكنندگان بتوانند راحتتر حركت كنند و قدرت مانور داشتهباشند.
الآن اوضاعِ فضاي كسبوكار چگونه است؟
نسبت به سال گذشته (حدّاقل در شهرك صنعتي كه ما در آن هستي) رونق فضاي كسب و كار كمتر شد، فعّاليت كارخانهها كمتر شده و حجم توليد پايين آمدهاست.
بهعنوان يک کار آفرين و با توجه به موقعيتهاي که داريد به نظر شما چه خدماتي مي توان به استان و شهرستان بابل داشت؟
استان مازندران را ميتوان بزرگترين و مهمترين عرصهي کشاورزي تلقي کرد که در آن فعاليتهايي چون کشت و زرع، باغداري، پرورش دام، طيور و آبزيان، پرورش گل و گياه و غيره براي چهار فصل زايش، رويش، چينش و گسترش داشته باشند. همراهي مسئولان بخشهاي مختلف جهت ترويج نگاه همبسته و سيستمي به پديده کشاورزي، استفاده از تمام فرصتهاي زماني و انساني، بکارگيري نيروي متخصّص و کاردان جهت تقويت فرايند ترويج و توسعه تمام بخشها ميتواند از هر فرد و فرصتي، فرآورده و فردايي بسازد که ضامن رشد و تعالي همگان (شهر، استان، کشور) گردد.
بازنگري در برنامههاي شهرکهاي صنعتي استان، تجهيز و توسعه برخي از بنگاههاي اقتصادي مثل منطقه گاودشت و... ميتواند سطح اشتغال را گستردهتر نمايد. حمايت از سرمايهگذاران بخش کشاورزي و ارائهي به موقع و به اندازهي تسهيلات به متقاضيان، موجب رونق بخش کشاورزي شده و ميتواند بنگاههاي توليدي و تبديلي صنايع کشاورزي را جايگزين شرکتهاي مصرف موجود نمايد. تصميمات مناسب جهت قيمتگذاري کالاهاي کشاورزي نيز ميتواند انگيزه توليدکنندگان را افزايش دهد. از همه مهمتر اينکه رفع نواقص قانوني و مقررات دست و پا گير اداري از سوي نمايندگان ميتواند گره بسياري از مشکلات را باز کند. حضور نمايندگان مردم استان در کميسيون کشاورزي مجلس، مناسب ترين پايگاه اصلاح و تقويت قوانين بخش کشاورزي و حمايت از توليدکنندگان اين حوزهي اقتصادي است که دراين دوره مردم شريف مازندران از آن بيبهره هستند. کشاورزي در دنيا بالاترين ارزش افزوده را دارد ولي مازندران با مزيت مثال زدني در بخش کشاورزي، استاني است که محروميتش زير برگهاي سبز پنهان است. مزيت ديگر مازندران توريست ميباشد که بايد به اين صنعت نيز توجه ويژه شود و ديگر مزيتها که إنانشاءالله مورد توجه مسئولان محترم استان قرار گيرد تا معيشت که اصل است، وضعيت مطلوبتري پيدا کند.
به غير از كار دامپزشكي، به چه چيزي علاقه داريد؟
من شعر را خيلي دوست دارم. هم مي خوانم هم گوش ميدهم و هم خودم شعر ميگويم.
شعر محلّي؟
نه! غزل (هم نيمايي و هم كهن)
در اينجا دكتر بهدرخواست ما، شعر نويي را كه دربارهي پدر مرحومش سرودهبود، برايمان مي خواند.
اوقات فراغت را چگونه مي گذراني؟
بيشتر مطالعه ميكنم. مطالعات علمي يكي از مهم ترين مشغلههاي من است. اگر خدا بخواهد مي خواهم در رشتهي خودم، ادامهي تحصيل بدهم. چون معتقدم دانش، اصل است.
*****
گفتوگويم با دكتر معلّم 2 ساعت به درازا ميكشد. چند روز بعد، وقتي با اصحاب چشمه به كارخانهاش سر ميزنيم و از نزديك با تجهيزات و تأسيسات دام و طيور و پروژههاي بزرگي كه در دست تهيه دارد، آشنا ميشويم، به ياد آخرين جملهاش ميافتم كه گفتهبود: "دكتر معلّم در خدمت مردم است!"



نظرات