پنجشنبه, 04 اسفند 1390 ساعت 16:51

آخرین بروز رسانی 07:43:53 PM GMT

قالیباف: هیچ گاه نخواستم که تلخی ها را منعکس کنم
مازنیوز:شهردار تهران امروز ضمن دفاع از حقوق مردم تهران از تحت فشار بودن شهروندان در مترو و اتوبوس ابراز شرمندگی کرد. قالیباف در همین راستا با انتقاد از توقف واگن های مترو در گمرک گفت: «بیش از سه ماه است که واگن های مترو در گمرک باقی مانده است در حالی که اگر عزم بر انجام این کار وجود داشت، کار در طی 15 روز قابل انجام بود.» ...

دیدگاه

پایتخت او را فراموش نمی‌کند

درجه نظامی و جایگاه امنیتی او موجب نشد تا میان وی و همکارانش حتی سربازان وظیفه فاصله بیافتد. برخورد او با همه توام با احترام بود. وقتی تجمعات دانشجویی به مشکل برمی خورد، سردار به میان دانشجویان می‌رفت و مشکل حل می‌شد. وقتی نیروهای عمل کننده از پس گروگانگیر برنمی آمدند، او پا به مخمصه می‌گذاشت و دیگر مشکلی نبود.

ادامه مطلب...

ازمازندران درست بگوئيم نه درشت فرامرز درخشنده

مازنیوز:در زمان كنوني مازندران بعنوان يكي از استان هاي شاخص در كشور ميباشد كه بيشترين نيروي تاثير گذار را در بدنه دولت ها داشته است واگر بخواهيم با بررسي در سه قوه يك ارزيابي سطحي داشته باشيم شايد به اعداد سه رقمي نيز برسيم .

ادامه مطلب...

نصیحت المُلوک دکتر محسن اسماعیلی

مازنیوزبه نقل از الف:اندرز حاکمان، علاوه بر آنکه از حقوق شهروندی است، از نگاه ما مسلمانان ضرورتی دینی هم به شمار می رود. از دیدگاه اسلام همه مردم، چه رسد به نخبگان و عالمان، موظف هستند که زمامداران را از واقعیت‌ها مطلع کرده و آنچه را درست تشخیص می‌دهند، صادقانه و دلسوزانه با آنان در میان گذارند. این همان چیزی است که تحت عنوان «نصیحت زمامداران مسلمین» در مجموعه معارف اسلامی شناخته شده است و روایات فراوانی را در خود جای داده است. طبق یکی از این روایات پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «هرکس نسبت به امور مسلمانان بی‌توجه باشد، از آنان نیست و هر کس روز و شب کند در حالی که ناصح خدا، رسول، قرآن، امام و عموم مسلمانان نباشد، از آنان نیست.» طبق روایت دیگری آن حضرت فرموده‌اند: «سه خصلت است که دل هیچ مسلمانی به آن خیانت نمی‌کند؛ خالص کردن عمل برای خدا، خیرخواهی برای زمامداران و همراه بودن با جماعت».

 آنانکه عهده‌دار اداره امور جامعه می‌شوند، چنان در کوران حوادث روزگار گرفتار و مشغول می‌شوند، که گاه از خود نیز غافل می‌گردند؛ از این رو نیازمند عهدنامه‌هایی جامع و مختصر هستند تا با مرور آن، ‌اهداف، شعارها و وظایف خود را فراموش نسازند. این نوع نوشته ها اصطلاحاً «سیاست نامه» خوانده می شود. ایرانیان نیز از گذشته به اندرزنامه نویسى برای زمامداران علاقه خاصى داشته اند و این مقاله مروری است بر یکی از دلنشین ترینِ آنها.

سعدی؛ و نصیحت حاکمان

 در میان همه بزرگان دین و دانش و ادب که پندنامه های گرانبهایی برای زمامداران همیشه تاریخ به یادگار نهاده اند، باید از شیخ مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله مشهور به سعدی (علیه الرحمه) نیز یاد کرد. این شاعر شیرین سخن شیرازی، نوشته ای کوتاه، اما پر معنا در این زمینه از خود به یادگار نهاده است که متاسفانه کمتر شناخته شده است. «کتاب نصیحه الملوک» رساله نسبتاً مختصری است که به ضمیمه کلیات سعدی به چاپ رسیده است و ظاهراً نام خود را از همان احادیث باب «النصیحه لائمه المسلمین» وام گرفته است.

 این رساله که «در نصیحت ارباب مملکت» است، به گفته سعدی، در پاسخ به درخواست «یکی از دوستان عزیز» وی نوشته شده و حاوی 151 پند است که البته از نظر سعدی، همگی ترجمانی هستند از معنی عدل و احسان؛ چرا که «ملوک جهان را نصیحت رب العالمین بسنده است که در کتاب مجید می فرماید: "و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا العدل" و دیگر فرمود: "ان الله یامر بالعدل و الاحسان". مجملی فرمود تَعالی و تَقَدَّس، که مفصل آن در دفترها شاید گفتن.».

هم سعدی، هم غزالی

 قبل از نگاهی اجمالی به محتوای رساله نصیحت الملوک، لازم به یاد آوری است که کتاب دیگری با همین نام در میان آثار فارسی امام محمد غزالی نیز وجود دارد. نصیحت الملوک که پس از کیمیای سعادت، بزرگترین و مهمترین کتاب او به زبان فارسی است، به شکل پند و اندرز برای سلاطین، وزرا و امرا نوشته شده است. به نوشته برخی محققان، این کتاب تا به حال دوبار به کوشش و تصحیح مرحوم جلال همایی به نشر رسیده است. بار نخست در سالهای 17-1315 و بار دوم در سال 1351 به چاپ رسید. متن «نصیحت الملوک»ی که غزالی نوشته است، در حدود 287 صفحه است که از دو بخش تشکیل شده و البته در صحت انتساب بخش دوم آن به وی تردیدهایی هم ابراز شده است.

دورنمایی از نصیحت الملوک

 در هر صورت، شیخ اجل، سعدی، در رساله نصیحت الملوک، اندرزهای خود به زمامداران را به صورتی گزیده وکوتاه بیان کرده و در پایان هم ابراز امیدواری کرده است که اگر هر یک از آنان «چندین نصیحت سعدی را به طریق صدق و ارادت کار بندد، به توفیق خداوند ملک و دینش به سلامت باشد، و نفس و فرزند به عافیت، دنیا وآخرت به مُراد، و الله اعلم بالصواب والیه مرجع المآب»

 البته او در سایر آثار ارزشمند خود هم، به تلویح یا تصریح، پندهایی از همین جنس را برجا نهاده است که باب اول گلستان تحت عنوان «در سیرت پادشاهان» از جمله آنها است. در اینجا تنها اشاره ای خواهیم داشت به چند محور مهمتر از نصیحت الملوک.

1- ارتباط با خدا، علما و مومنان

 به عقیده سعدی «از سیرت پادشاهان یکی آن است که به شب بر در حق گدایی کنند و به روز بر سر خلق پادشاهی»؛ خصوصاً در وقت بحران ها؛ یعنی «وقتی که حادثه ای موجب تشویش خاطر بُوَد، طریق آن است که شبانگاه که خلق آرام گیرند، استعانت به درگاه خدای تعالی بَرَد و دعا و زاری کند و نصرت و ظفر طلبد. پس آنگاه به خدمت زهاد و عباد قیام نماید و همت خواهد و خاطر به همت ایشان مصروف دارد. پس به زیارت بقاع شریف رود و از روان ایشان مدد جوید».

 او پس از ذکر دو حکایت در این باب، تکریم علمای دین و ضرورت ارتباط با آنان را هم یادآور می شود و می نویسد که هر حاکمی باید «علماء و ائمه دین را عزت دارد و حرمت، و زیردست همگنان نشاند و به استصواب رای ایشان حکم راند تا سلطنت مطیع شریعت باشد نه شریعت مطیع سلطنت».

 به نظر سعدی، حاکم باید آبادانی و رونق مکان های دینی، و «عمارت و مسجد و خانقاه و جسر و آب انبار و چاهها بر سر راه از مهمات امور مملکت دانَد» و به مومنان توجه ویژه داشته باشد؛ یعنی «قومی که به طاعت حق مشغولند، همت به جانب ایشان مصروف سازد و توفیق خدمت ایشان فرصت شمارد و غنیمت داند.»

2- قدرشناسی و تکریم پیشینیان

 شیخ شیراز سپس به این خوی انسانی اشاره می کند که نه تنها هیچ صاحب منصبی نباید زحمت و تلاش گذشتگانش را نادیده بگیرد؛ بلکه باید «آثار خیر پادشاهان قدیم را محو نگرداند تا آثار خیر او همچنان باقی ماند.» این قانون طبیعت است که از هر دست بدهی از همان دست خواهی گرفت؛ چنانکه امیر مومنان (ع) هم به مالک اشتر نوشت: «اى مالک، بدان که تو را به بلادى فرستاده‏ام که پیش از تو دولتها دیده، برخى دادگر و برخى ستمگر. و مردم در کارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند که تو در کارهاى والیان پیش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها مى‏گویى و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته، توان شناخت»!

 در همین راستا سعدی توصیه می کند که رسیدگی به معیشت و حرمت مسئولان قبلی که از پا افتاده اند، فراموش نگردد و «خدمتکار قدیم را که قوت خدمت نمانده است، اسباب مهیا دارد و خدمت در نخواهد،که دعای سحرگاه بِه که خدمت به درگاه».

3- مطالعه تاریخ و عبرت آموزی

 پند رمزآلود دیگر آنکه حاکم باید «اخبار ملوک پیشین را بسیار مطالعه فرماید که از چند فایده خالی نباشد؛ یکی آنکه به سیرت خوب ایشان اقتدا کند. دوم آنکه در تقلب روزگار پیش از عهد ایشان تأمل کند تا به جاه و جمال و ملک و منصب فریفته و مغرور نشود».

 سعدی هشدار می دهد که «تو بر جای آنانی که رفتند و کسانی که خواهند آمدن. پس وجودی میان دو عدم التفات را نشاید» و خلاصه آنکه هر زمامداری باید «در پادشاهی چنان کند که اگر وقتی پادشاه نباشد جفا و خجالت نبیند همچون زنبور که هر که مر او را ناتوان و افتاده بیند پای در سر مالد».

4-شایسته گزینی وشایسته گماری

 شیخ شیرین سخن ایران، در بندهای متعددی از توصیه نامه خویش، اهمیت شایسته گزینی و شایسته گماری را مورد تاکید قرار داده است. او به عنوان یک قاعده کلی می گوید که «اعتماد کلی بر نو آمدگان مکنید»؛ و هشدار می دهد که «تفویض کارهای بزرگ به مردم ناآزموده نکند که پشیمانی آرد».

 سعدی درباره مشاوران و معاشران ِزمامدار، معتقد است که «جلیس خدمت پادشاهان کسانی سزاوار باشند که عاقل، خوبروی، پاکدامن، بزرگ زاده، نیکنام، نیک سرانجام، جهاندیده، کارآزموده، تا هرچه از او در وجود آید پسندیده کند» و «وزارت پادشاهان را کسی شاید، که شفقت بر دین پادشاه از آن بیشتر دارد که بر مال او، و حیف سلطان بر رعیت روا ندارد».

 او حاکمان را انذار می کند که «مردمِ متهمِ ناپرهیزکار، قرین و رفیق خود نگرداند. که طبیعت ایشان در او اثر کند و اگر نکند، از شنعت خالی نماند و تأدیب دیگران که همان فعل دارد، از وی درست نیاید».

 اهمیت انتخاب کارگزاران در آن است که معمولاً نظارت کامل بر آنان ممکن نیست و «عامل مگر از خدای تعالی بترسد که امانت نگاه دارد و الا به وجهی خیانت کند که پادشاه نداند». دیگر آنکه عملکرد آنان تنها به حساب خود ایشان گذاشته نمی شود. پس بر زمامدار است که «عامل ِ مردم آزار را، عمل ندهد که دعایِ بد، بدو تنها نکنند و الباقی مفهوم»!!.

5- عزل خائنان و تنبیه خاطئان

 سعدی شکستن حلقه ریاست های باندی و ایجاد فضای رقابتی را برای فساد زدایی از حکومت سودمند می داند و به حاکم پیشنهاد می کند که «دو کس را که با یکدیگر الفتی زیادت نداشته باشند در عمل انباز گرداند تا با خیانت یکدیگر نسازند».

 او مشروعیت حکومت را در حمایت از حقوق مردم دانسته و تعلل در برکناری مسئولان ناصالح را با آن در تنافی می بیند. از این رو می نویسد: «کام و مراد پادشاهان، حلال آنگاه باشد که دفع ِ بَدان از رعیت بکنند چنان که شبان دفع گرگ از گوسفندان، اگر نتواند که بکند و نکند مزد شبانی حرام می ستاند، فَکَیفَ چون می تواند و نکند؟!

 ذوالنّون مصری پادشاهی را گفت شنیده ام فلان عامل را که فرستاده ای به فلان ولایت بر رعیت دراز دستی می کند و ظلم روا می دارد. گفت روزی سزای وی بدهم. گفت بلی روزی سزای وی بدهی که مال از رعیت تمام شده باشد، پس به زجر و مصادره از وی بازستانی و در خزینه نهی، درویش و رعیت را چه سود دارد؟ پادشاه خجل گشت و دفع مضرّت عامل بفرمود در حال»!

 شاعر شیرازی به توجیهات و اعتمادهای بیجا نیز توجه داشته و معتقد است که نباید تنها به نصیحت اکتفا کرد؛ زیرا «بدان را گوشمال دادن و گذاشتن همان مَثَل است که گرگ گرفتن و سوگند دادن».

6- نقدپذیری و اجتناب از غرور

 تملق و مداحی آفت حکمرانی است عده ای وانمود می کنند که هر چه او بگوید و هر چه او کند، بهترین است. اما واقعیت آن است که «آنکه گویند کلامُ الملوک، ملوکُ الکلام ،اعتماد را نشاید. سخن اندیشیده گوی و معنی دار». زمامدار باید عادت کند که «هر چه در مصالح مملکت در خاطرش آید، به عمل در نیاورد. نخست اندیشه کند، پس مشورت». در چاره جویی هم بر خلاف اجرا، معمولاً پیشکسوتان مفیدترند، و به همین جهت باید «رأی و تدبیر از پیر جهاندیده توقع دارد و جنگ از جوان جاهل».

 سعدی می گوید که زمامدار نباید از نقد خویش برنجد؛ چرا که «دوستدار حقیقی آن است که عیب تو را در روی تو بگوید تا دشوارت آید و از آن بگردی و از قفای تو بپوشد تا بدنام نگردی». او حتی توصیه می کند که «عیب خود از دوستان مپرس که بپوشانند، تفحص کن که دشمنان چه می گویند»!

 خلاصه آنکه «دین را نگاه داشتن نتوان الا به علم و ملک را الا به حلم».
 

ادامه مطلب...

پشت صحنه رابطه منقدین و مسئولین

شاید برای بسیاری از مخاطبان جالب باشد که از پشت صحنه و ماوقع مسائل و روابط رسانه ای نشده ای که بین منتقدین با مسئولین وجود دارد، مطالبی را بدانند تا مکمل سلسله آگاهی های آشکارشان به استناد یادداشتها و محاجه هایی باشد که در رسانه های گروهی اعم از رسانه ملی، رسانه های مکتوب و یا رسانه های مجازی تجلی یافته و بدون واسطه در جریان قرار می گیرند.

ادامه مطلب...

دکتر قالیباف: قضاوت را برعهده مردم می گذارم که منصف ترین هستند .

 

مازنیوز:واکنش دکتر قالیباف به شبهه انتخاباتی بودن فعالیت های شهرداری تهران:وقتم را به این حرف ها نمی گذارم و قضاوت را برعهده مردم می گذارم که منصف ترین هستند .دکتر قالیباف، شهردار تهران در پاسخ به سوالی مبنی بر این که عده ای می گویند کارهای شما در شهرداری انتخاباتی است، گفت: وقتم را به این حرف ها نمی گذارم اما مرتب می بینم که بعضاً با نگاه خاصی این نکته را می گویند.

ادامه مطلب...

سردار من...شهردار- شهردارِ سردار...

مازنیوز:امروز خیلی دلم می خواد بنویسم ... خیلی هم دلم گرفته ... نمیدونم چرا ولی دلم میخواد بنویسم.
دوست دارم مطالبی رو واسه خودم حداقل مرور کنم... خدا رو شاهد می گیرم که نه دکتر قالیباف و نه نزدیکان و آشنایان ایشون من رو می شناسن و نه من مدیریتی دارم وحتی احتما نمی دم در آینده هم منو بشناسن. امروز اگر از سردار و ولایت و ولایت مداری دم می زنم به خاطر اعتقادات و عقیده ام هست و بس....

ادامه مطلب...

آقای رئیس جمهور ، لطفا مراقب حق الناس باشید!

حق الناس موضوعی بسیار مهم در اسلام است که نوجه به آن و دقت در رعایت آن بشدت مورد تاکید قرار گرفته است . حق الناس در آموزه های دینی از چنان اهمیتی برخوردار است که نسبت به عدم رعایت آن هشدار های سنگینی داده شده است چنانچه بیان گردید که حق الناس به هیچ روی قابل اغماض نبوده و نیست . برخی از مفسران در شرح و توضیح سوره مبارکه تکویر از حق الناس بعنوان یکی از مهم ترین مواخذه الهی یاد می کنند چنانچه کسانی که حق الناس بر گردن ایشان است می بایست به جستجو طلبکاران بپردازند که البته با توجه به آیه شریفه ،این تجسس در شب های ظلمانی و تاریک خواهد بود . بنابراین ممکن است فردی چندین سال و چندین قرن بدنبال طلبکار خود آن هم در بین تمامی مخلوقات محشور شده خدا بگردد اما باز هم او را نیابد که البته اگر او را یافت تازه اول ماجراست و جلب رضایت و مابقی داستان که خود صدها مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد . انتخابات دوم شورا ها را به یاد بیاوریم که چگونه گروه تازه اعلام موجودیت کرده آبادگران ایران اسلامی توانست با پیشقراولی مهندس چمران و دکتر شیبانی آرا مردم تهران را متوجه خود کرده و شورای اسلامی دوم شهر تهران را از نیرو های خود تشکیل دهد . اولین دستور کاری این جمع بعد از آغاز بکار زمان قانونی شورای اسلامی ، انتخاب شهردار تهران بود . آبادگران با نهایت تامل و تفکر به استاد دانشگاه علم و صنعت ایران رسیدند . محمود احمدی نژاد . این فرد دکتری امور شهری را دارد کسی که به گفته دانشجویانش فردی علمی و عملی است . اگر موسوی لاری وزیر کشور دولت موسوم به اصلاحات سعی در عدم صدور حکم شهرداری وی را داشت اما با اصرار اعضا شورای اسلامی شهر تهران به ریاست مهندس چمران ، مجبور به صدور حکم شد . عملکرد مطلوب دکتر احمدی نژاد این جوان کاری و علمی گرمساری ، جان تازه ای در کلان شهر تهران که تا دیروز محلی برای حرکات سیاسی شهرداران اصلاحات بود دمید . دولت مدعی قانونمداری که تا به آن لحظه شهرداران پایتخت را به جلسات هیات دولت دعوت می کرد اما از ورود این شهردار خدوم جلوگیری بعمل آمد تا همگان کذب بودن ادعاهای آنان پیرامون توجه به دموکراسی و نظر مردم بیشتر خود را نشان دهد . یکسال بعد از انتخاب شهردار انتخابات مجلس هفتم بود که اینبار هم مردم تهران و دیگر نقاط کشور همانند انتخابات دوم شورا ها با رویگردانی از مدعیان اصلاحات که خدمت به کشور و مردم برای انان اهمیتی نداشت ، به اصولگرایان توجه نمودند که البته از منظر اکثر تحلیل گران عملکرد موفق محمود احمدی نژاد در کسوت شهرداری تهران در خدمت صادقانه به مردم ، نقش مهمی در این پیروزی داشت . دو سال بعد از انتخابات مجلس هفتم ، انتخابات حساس ریاست جمهوری دهم در پیش بود . انتخاباتی که گویا بازگشت به دغدغه های شکوهمند دهه اول انقلاب را نوید می داد . مردم با همتی غیر قابل توصیف ازمیان چهره های شهیر ، فردی گمنام اما خوشنام را برگزیدند . فردی که برای تامین هزینه های ستاد های تبلیغاتی او ، امت حزب الله به روزه استیجاری در تابستان گرم و داغ روی آوردند . برخی ه جواهرات اهل خانه را هدیه نمودند . بعضی ها با اشک های نیمه شب به این ستاد مدد رساندند و سرانجام خداوند بزرگ نتیجه آن را ابتدا در 27 خرداد و پس از آن در سوم تیر ماه به امت حزب الله عنایت فرمود . شور عجیبی در کشور حاکم بود . انصافا هیجان ارزشمندی وجود داشت . مراسم تنفیذ در حسینیه با عظمت امام خمینی ( ره) در محضر نائب به حق ولی عصر (عج) در دوازدهم مرداد انجام شد . در آن مراسم حرکتی انجام شد که هم اشک همگان را از سر مسرت درآورد و هم همگان را به یاد رئیس جمهور خدوم و شهید رجایی مکتبی انداخت . لحظه ای که محمود احمدی نژاد دستان مبارک خلف صالح حضرت روح الله را بوسید لحظه ای بسیار فراموش نشدنی بود . محمود احمدی نژاد در حال تکمیل کابینه است . خبر ها بعضا خوش و بعضا هم ناخوش است . خوش از آن رو که چهره های ناب در دولت حضور خواهند داشت و ناخوش از آن جهت که فشار ها به احمدی نژاد برای عدم بکارگیری فرزندان مومن و مخلص ملت در بدنه دولت زیاد شده است . سرانجام کابینه معرفی شده و انصافا قابل قبول است . پس از کش و قوسهای مجلس هفتم ، دولت رسما آغاز بکار می کند . اولین حضور رسمی دکتر احمدی نژاد در خارج از کشور در مهر ماه 84 در مجمع عمومی سازمان ملل رقم می خورد که درآنجا رئیس جمهور عزیز می گوید آنچه را که باید رئیس جمهور اسلامی ایران بگوید . همراهان وی هم مشخص شده اند در این میان هیچ نامی از فرد جنجالی دولت نیست . زمان می گذرد و تا آنکه نام فرد مورد نظر برای ریاست بر یک سازمان حوزه معاونت رئیس جمهور مطرح می شود . اولین جنجال پیرامون این فرد ، سفر وی به ترکیه و شرکت در مراسمی که همراه با برخی سیئات بود که وی بعد از رسانه ای شدن این واقع ، از عدم اطلاع خود از آن سیئات سخن گفت . حرکات حاشیه ای این فرد همچنان ادامه داشت تا به موضوع حمل قرآن کریم با آن وضعی که غیر قابل بیان است رسید که متاسفانه باز هم او به توجیه روی می آورد و نخواست با پذیرفتن این اشتباه فاحش ، از تکرار موارد مشابه جلوگیری بعمل آورد . همینطور زمان گذشت و بر خلاف این فرد که اذهان عمومی بویژه نخبگان روی خوشی به او نشان ندادند اما رئیس جمهور عزیز و خدوم از همیشه ایام محبوب تر شد چنانچه ملت قهرمان ایران با آرا بالایی او را به جهت اجرای فرمان رهبر فرزانه انقلاب در باب ضرورت خدمت شبانه روزی به مردم ، در انتخابات دهم ریاست جمهوری برگزید . بعد از انتخاباتو حوادث تلخی که سران خائن فتنه به وجود آورده بودند ملت همچنان در مسیر ولایتمداری حرکت می کرد که متاسفانه از این به بعد رفتار فرد مورد نظر که اینک در کنار دست رئیس جمهور قرار گرفته بود عینی تر می شد . دکتر احمدی نژاد خدوم حکم معاونت اولی وی را صادر کرد که البته با تیز بینی سکاندار بصیر و حکیم انقلاب اسلامی ، خطر از بیخ گوش رئیس جمهور گذشت و دفع شد . با جا بود که بعد از این واقعه ، درس بزرگی را دکتر احمدی نژاد فرا می گرفت که چون چنین نشد لذا هر روز بر دامنه دخالت های فرد مورد نظر افزوده شد . این ورود ها به جایی رسید که منجر به تغییرات بسیار قابل توجه در کابینه دوم شد . کابینه ای که می توانست بسیار تفکری تر و اصیل تر از کابینه اول باشد اگر چه الحمد لله اعضا کابینه دوم تا به این لحظه نشان دادند که محکم و مصمم در مسیر آرمانهای ارزشی نظام گام بر می دارند اما بهر حال می توانست طور دیگری هم رقم بخورد . بهر تقدیر حرکت آن فرد ادامه پیدا کرد تا اینکه روز سه شنبه وزیر دین باور علوم و تحقیقات در جمع روسای دانشگاههای سراسر کشور طی سخنانی بسیار شفاف و صریح ، به دغدغه کاملا منطقی خانواده های دانشجویان پاسخ انقلابی داد و از اجرای قاطعانه قانون عفاف و حجاب در مراکز آموزش عالی سخن گفت . اظهارات کامران دانشجو با استقبال وافر محافل علمی و دینی واقع گشت در حالیکه تصور می شد رئیس جمهور خدوم و انقلاب از این حرکت نهایت خوشحالی را ابراز نماید اما متاسفانه انتشار نامه ای که به تعبیر مشاور عالی وزیر علوم در صحت آن تردید وجود دارد آب سردی بر روی جامعه دانشگاهی کشور بود . انتظار منطقی از رئیس جمهوری که به برکت اشک های نیمه شب بندگان مخلص خدا ، با روزه های استیجاری جوانان برومند طلبه و دانشجو در ایام داغ سال ، فروش جواهرات خانواده های متدین و ... توفیق خدمت یافت نوشتن چنین نامه ای که در آن طرح کلاسهای تک جنسیتی را غیر عالمانه و سطحی می خواند بسیار بسیار بعید بود . چندی قبل که یکی از دوستان عزیز سپاهی ما که عازم خانه خدا بود می گفت : از ده نفری که از آنها خداحافظی کردم به من توصیه کردند که به محض رویت خانه خدا و گنبد خضراء نبوی ، برای احمدی نژاد دعا کن . اکنون باید برای این عزیز دعا کرد که انشاالله او خود را از حصار برخی اطرافیانش خارج سازد.

ادامه مطلب...

امنیت و احساس امنیت

مرتضی طلایی/قباحت و زشتی اعمال با بیان بیش از حد آن در بلندمدت، ساختار‌های اجتماعی جامعه را متزلزل کرده یا کارکرد‌های صحیح آن را تغییر می‌دهد...

اخیرا به‌واسطه بروز اتفاقات ناگواری در جامعه همچون حادثه خمینی‌شهر اصفهان، روستای قوژد کاشمر یا گلستان، اخباری در این خصوص در رسانه‌ها منتشر شده و موضعگیری‌هایی توسط مسئولان و نهادها در سطوح مرتبط با این امر نیز مطرح شده‌است.

عقیده بنده بر این است که دامن زدن بیش از حد به این‌گونه مسائل و نشان دادن ابعاد آن همان‌قدرکه می‌تواند مفید و تأثیرگذار باشد به همان اندازه نیز پیامدهای منفی از خود در جامعه برجا می‌گذارد. بازتاب این امر در لایه‌های متکثر اجتماعی سبب شیوع بی‌اعتمادی فزاینده‌ای از سوی مردم نسبت به جامعه شده و خطرات تکسر اجتماعی و ازهم‌گسیختگی بافت‌های پیوندی آن را به‌عنوان تهدیدی جدی برای آینده طبقات مختلف آن رقم می‌زند.

این تهدید بدین واسطه، می‌تواند شکل عینی به‌خود ‌گیرد که در مباحث مرتبط با انسجام اجتماعی، مشارکت شهروندی، اعتماد به دولت و نهاد‌های بوروکراتیک و از همه مهم‌تر کارآمدی نهادهای سازنده جامعه همچون فرهنگ و خانواده، مقوله امنیت از اهمیت بسیاری برخوردار است.

شهروندان هرروزه با دریافت‌های خود از مقوله امنیت، حد و مرز‌های رفتاری خویش را در جامعه مشخص می‌کنند و زمانی که به هر واسطه‌ای، نوعی عدم‌اطمینان در جامعه چه به‌صورت کاذب و چه واقعی شکل بگیرد، جامعه بخش عظیمی از سرمایه اجتماعی خویش را از دست داده و این به‌صورت موجی کل حوزه‌های حیات زندگی اجتماعی افراد را با چالش مواجه می‌سازد.

مدعای این استدلال این است که امنیت یک مقوله نسبی در هر دو بعد ذهنی و عینی آن است و با نوع برداشت افراد از آن ارتباط بسیار جدی دارد؛ امری که در بین اکثر متخصصان پذیرفته شده‌است. اگر بپذیریم که بعد عینی و ذهنی امنیت از دید یک شهروند محصول و برایند امنیت مالی، جانی، فکری و عاطفی است که هرروزه آن را به‌واسطه احساس و درک خویش از محیط به دست می‌آورد بهتر می‌توانیم به علل تقویت یا تنزل آن در جامعه بپردازیم و در پس آن مشخص کنیم که جایگاه و کارکرد یک رسانه به‌عنوان نهادی فراسازمانی و فراگروهی در حوزه‌های حساس اجتماعی در چه مرتبه‌ای قرار می‌گیرد.

بحث را از ابعاد امنیت آغاز می‌کنیم. به‌طور کلی امنیت، ماهیتا برخوردار از دو بعد عینی و ذهنی است، که بعد عینی آن امری است که با شاخص‌های ملموس، قابل درک و بررسی است و با سیاستگذاری متناسب می‌توان در یک دوره زمانی به تقویت آن پرداخت و ابعاد آن را در جامعه گسترش داد در حالی که بعد ذهنی آن، به‌عنوان رفتاری که جامعه از خود بروز می‌دهد، محصول نهایی و بروندادی از سیاستگذاری‌های مربوطه است که در نهایت اهداف و ارزیابی بسته‌های سیاستی، می‌بایست مورد دقت قرار گیرد. به‌طور قطع این بعد با حساسیت بالایی که دارد، تنها معطوف به احساسی است که شهروند در جامعه از این اقدامات به‌دست می‌آورد. اگر به چرخه سیاستگذاری تولید، توزیع و حفظ امنیت در جامعه نگاهی بیندازیم، مشاهده می‌کنیم که خروجی این چرخه، احساس و درکی است که از مقوله امنیت در جامعه شکل می‌گیرد و این می‌بایست در هر مرحله‌ای از این فرایند مورد نظر عوامل دخیل در آن قرار بگیرد.

تولید و توزیع امنیت در بستر نیازهای جامعه وظیفه نهادهایی همچون دین، فرهنگ، هنجارهای اجتماعی، قوانین، خانواده، آموزش و پرورش، سازمان‌ها و انجمن‌های مردم‌نهاد، مساجد و... است در حالی که حفاظت از کمیت و کیفیت آن به‌صورت عینی، برعهده نهادهای انتظامی و ارشادی همچون پلیس، قوه قضاییه، بسیج و نیروهای مردمی است. در این میان نقش رسانه چیست؟ آیا رسانه می‌تواند به‌واسطه کارویژه‌های گسترده‌ای که دارد تمام این حوزه‌ها را تحت پوشش فعالیت خود قرار دهد؟

رسانه‌ها به‌عنوان ابزار انتقال اخبار، نقش‌های متفاوت ارشادی، آموزشی و اطلاع‌رسانی را در جامعه برعهده می‌گیرند و این، حوزه عمل این نهاد را در جامعه با توجه به موضوعات مختلف گسترش داده است. درگیر بودن روزانه رسانه‌ها با میلیون‌ها شهروند، قابلیت و پتانسیل اجتماعی فراوانی برای این نهاد ایجاد کرده است و این در حوزه‌های حساس اجتماعی، محمل فواید و آسیب‌های گسترده‌ای است. چنان که بیان کردیم یکی از این حوزه‌های حساس اجتماعی، حوزه امنیت است. رسانه‌ها با ارتباط با بخش‌های مختلف درگیر در چرخه تولید، توزیع و حفظ امنیت در جامعه، می‌توانند هرکدام از این کارکردها را بالنسبه و با توجه به تشخیص خود بر عهده بگیرند؛ امری که شاید کمتر کسی مخالف آن باشد. در این فرایند مهم‌ترین رسالتی که برعهده رسانه قرار دارد تغییر دادن محیط ادراک حسی شهروندان به سمت وضعیت مطلوب و امیدبخش است؛ عملی که تأثیر گسترده‌ای در ارتقای سطوح مختلف سرمایه اجتماعی دارد.

با این همه، این سؤال مطرح است که چرا عمل رسانه‌ها در هرکدام از کارکردهایی که برعهده دارند با توجه به 3حوزه تولید، توزیع و حفظ امنیت همیشه به بروندادی به نام احساس مطلوب امنیت در جامعه ختم نمی‌‌شود؟ اینجاست که حساسیت عمل رسانه آشکار می‌شود. رسانه‌ها زمانی که سنجیده و حساب‌شده قدم به عرصه‌های حساس اجتماعی گذاشته و صرفاً برای تولید خبر و جذب بیننده بیشتر اقدام نکنند و ناخواسته به گسترده شدن حفره‌های اجتماعی، دامن نزنند، رسالت خبررسانی، آموزشی و ارشادی خویش را انجام داده‌اند.

امروزه عرصه تولیدات اجتماعی رسانه‌ها و پرداختن به آسیب‌های اجتماعی، ناخواسته بخشی از سرمایه‌های موجود اجتماعی را از بین می‌برد؛ امری که شاید از دید رسانه‌ها مغفول مانده باشد. بازتاب عمومی آسیب‌های اجتماعی در جامعه و تأکید بر بیان دوباره و دوباره آن، پاشنه آشیل عمل اجتماعی رسانه‌هاست آن‌هم به این دلیل مهم که عرصه اجتماع، عرصه فعالیت حوزه‌های مختلف حیات شهروندی است که به‌صورت موجی و برگشت‌پذیر از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند. زمانی که در یکی از این حوزه‌ها و بخش‌ها حفره و خللی ایجاد می‌‌شود، جلب توجه عموم به آن از چند حیث مناسب به‌نظر نمی‌رسد زیرا:
هرگونه اقدامی که از سوی جامعه در این خصوص حاصل شود، سوای از فواید، محمل آسیب‌هایی خواهد بود.
در شرایط حساس، رفتار جمعی مردم به دلایلی در مواجهه با رفتار فردی آنها بسیار متفاوت‌تر جلوه خواهد کرد.
عمومیت دادن حوزه‌های اجتماعی به یکدیگر و در نهایت ارائه تحلیل‌های غیرواقعی یکی از خصلت‌های رفتار‌های جمعی افراد است.

قباحت و زشتی اعمال با بیان بیش از حد آن در بلندمدت، ساختار‌های اجتماعی جامعه را متزلزل کرده یا کارکرد‌های صحیح آن را تغییر می‌دهد.

اما سؤال این است که به‌صورت محتمل با این همه آسیبی که از ناحیه عمومی از چالش‌های اجتماعی جامعه، حاصل می‌شود، چرا رسانه‌ها اصرار دارند که این کار ویژه را بر عهده داشته باشند و برای به سرانجام رسیدن نتایج مطلوب و برطرف‌سازی‌ چالش‌های موجود، تلاش کنند؟

عقیده بنده در این خصوص این است که یک حلقه مفقوده در این بین قرار دارد و آن نبود نهادهای مردم‌نهاد اجتماعی و غیردولتی فعال در جامعه است؛ نهادهایی قدرتمند که بارسنگین پیگیری و واکاوی ابعاد آسیب‌های اجتماعی را از دوش رسانه برداشته و بدون حواشی اضافی، ولی مؤثر به آسیب‌شناسی چالش‌های اجتماعی بپردازند. سازمان‌هایی که واکاوی ابعاد آسیب‌های اجتماعی را تا جایی پیش ببرند که به‌صورت بازخوردهای سیاستگذارانه، نهادهای دخیل در فرایند تولید، توزیع و حفظ امنیت را وادار به رعایت حقوق مردم و نیازهای مادی و معنوی آنها کنند؛ اما نهادهای مردم‌نهاد و غیردولتی به‌دلیل نوپایی و از همه مهم‌تر به خاطر ساختار نامتوازن قدرت، همیشه در حاشیه روندهای سیاستگذاری قرار داشته و دارند و از رسالت ذاتی خویش فاصله گرفته‌اند و در کنار این فقدان، رسانه‌ها خود را موظف به بردوش کشیدن این رسالت عظیم بدون در نظر گرفتن آسیب‌های آن دانسته‌اند و این آسیب‌ها قطعاً تا زمانی که سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی به اختیارات لازم و اساسی خود دسترسی نداشته‌باشند، وجود خواهد داشت.

قطعا مباحثی که در این نوشتار مطرح شد به معنای کاهش اختیارات رسانه‌ها به‌عنوان رکن چهارم مردم‌سالاری نیست، بلکه موضوع بحث بر سر کژکارکرد‌هایی است که باید اصلاح شوند. در پایان از تمامی اصحاب رسانه و خبرنگاران عزیزی که دغدغه مسائل اجتماعی را دارند و می‌خواهند که در جامعه خویش نقش و عمل مؤثری از خود برجا بگذارند صمیمانه می‌خواهم هرگونه دیدگاه و نظری اگر در این خصوص دارند بیان کنند چون اعتقاد براین است که در یک فضای نقد دوستانه و مردم‌مدار می‌توان بر بیشتر مشکلات موجود در جامعه غلبه کرد.

ادامه مطلب...

کارنامه ایرانی در سایه مکتب علوی احمد جعفری چمازکتی

مازنیوز:تا کنون از خود پرسیدیم که چرا قدرتهای زورگوی جهانی ، روحانیت را در راس ارزش های علوی نشانه رفته اند؟ چه رابطه ای میان مرجعیت و قوام جامعه ایران علوی است که این گونه دشمنان را برای از صحنه خارج ساختن علمای دینی ، به تکاپو واداشته است؟ چرا حذف روحانیت در صدر هر جریان انحرافی داخلی قرار دارد؟

ادامه مطلب...

میانکاله مازندران قربانی جاذبه های دل انگیزش!

هر آن عاشق که چشم مست دارد     هزاران چون منی پابست دارد!  

ظاهراً چشمان مست و اندام د ل نشست و جاذبه های بی گسست و زیبایی هر آنچه هستِ میانکاله مازندران، دلهای هواپرست همسایگان درازدست ما را در هم شکست و سالها پس از تحمیل آن جدایی ماتم خیز، حالا در تکاپوی تصاحب وسوسه آمیز این محیط زیست استثنائی و دل انگیزند!

ادامه مطلب...

صداقت در سیاست، عبادت است

یادداشت دکتر قالیباف به مناسبت هفتم تیر در روزنامه همشهری سال 88 «بهشتی» فقط یک نام نیست که هر سال در هفتم تیر از او تجلیل کنیم و او را بستاییم بلکه یک فرهنگ و قاموس است. 

فرهنگی که در لحظه لحظه سرافرازی این ملت نقش دارد و در صحنه صحنه این انقلاب حضوری برجسته دارد و مکتب بهشتی چون خونی تازه و جوشان در شریان‌های پیکره حیات معنوی این نهضت حسینی جاری است و الحق بقای بهشتی مدیون مظلومیت اوست؛ همان مظلومیت که امام خمینی(ره) درباره‌اش قریب به این مضمون فرمود: «چیزی که شهادت شهید بهشتی در برابر آن ناچیز است مظلومیت اوست.»

اگر گوش شنوایی باشد، مطئمناً می‌شنوند که شهید مظلوم بهشتی هنوز از ما می‌خواهد تا «عاشق خدا شویم» و دلیل می‌آورد که: «زندگی به عشق است؛ مسلمان، عاشق است؛ عاشق خداست». صدای محکم و پرصلابت مردی که راست‌قامت، جاودانه تاریخ خواهد ماند، چه روح‌نواز بود صدای مردی که از خدمت می‌گفت؛ مردی که شیفته خدمت بود، نه تشنه قدرت.

در حقیقت ما هنوز هم برای شهید بهشتی و یارانش به جز اظهار تأسف و تألم کار زیادی انجام نداده‌ایم و خط‌مشی آن بزرگوار کمتر به‌عنوان سرمشق و سرلوحه کارمان مطرح بوده است. ما کمتر از بهشتی درس گرفته‌ایم و جملات به‌یادماندنی او را کمتر در میدان عمل الگوی کار خود قرار داده‌ایم.

آنچه از شهید بهشتی بایستی می‌آموختیم فراوان است اما در میان این‌همه آموختنی‌ها آنچه فقدانش محسوس است «صداقت» است. این بزرگوار سیاست را عبادت می‌دانست و آن را به‌عنوان وظیفه سیاسی برای خود و هر فرد مسلمان تلقی می‌کرد و البته تأکید وافر داشت که ایفای وظیفه سیاسی غیر از سیاست‌بازی است: «سیاست ،عبادت است...

ایفای وظیفه سیاسی غیر از سیاست‌بازی است. سیاست‌بازی یعنی خودپرستی، یعنی مقام‌پرستی، یعنی سودپرستی، یعنی فدا کردن مصالح جامعه در راه مسائل شخصی، یعنی دروغ‌زنی و دروغگویی».

ناگفته پیداست که بدون رعایت اصول و معیارها چه بسا در یک یا چند مرحله فرصت‌های مناسبی برای تحقق برخی اهداف و برنامه‌ها مهیا گردد، اما هنجارهای سیاسی و فرهنگی انقلاب اسلامی تنها در چارچوب حفظ اصول و آرمان‌ها و در درجه اول با تداوم حفظ هویت اسلامی انقلاب و نظام توسط وفاداران انقلاب تقویت خواهد شد.

در حقیقت چه در زمان حیات شهید مظلوم بهشتی و چه در حال حاضر با جریاناتی مواجهیم که سعی دارند چنین وانمود کنند که گویا عصر انقلاب، دوران کلام امام و دوران انقلاب به‌سر آمده است و تاریخ مصرف ‌چنین اندیشه‌هایی سپری شده است.

برای خنثی کردن چنین تبلیغات مسمومی باید اندیشه‌های امام را یک‌بار دیگر برای نسل امروز و فردا مرور کنیم و به آنها نشان دهیم که حتی اندیشه دست‌پروردگان امام نیز امروز و فردا می‌تواند راهگشای ما باشد؛چرا که کلام حق تاریخ مصرف معینی ندارد.بهشتی معتقد بود و بارها با صراحت اعلام می‌کرد که «ما شیفتگان خدمتیم و نه تشنگان قدرت.»

چنین کلام متینی در واقع خط‌مشی روشنی را در پیش روی پیروان انقلاب و امام به‌تصویر می‌کشد و منطقی است اگر بگوییم که تاریخ مصرف آن به‌مرور زمان به پایان نمی‌رسد و فعالین سیاسی در همه ادوار باید در مقابل این اندیشه زانو بزنند و بدانند که در «عمل سیاسی» هم می‌توان «عبادت» کرد.

فقدان دکتر بهشتی محسوس است و بنایی که او در حال ساختن آن بود به اتمام نرسیده است.

اگر وجود بهشتی از جامعه ما رخت‌بربسته اما نکته مهم اینجاست که اندیشه‌ها و راهبردهای نوین و اصیل به‌یادگار مانده توسط ایشان، تنها راه پیش روی جامعه، مسئولین و سیاستگذاران ما برای تحقق اهداف متعالیه انقلاب اسلامی در دهه چهارم است و در این دهه می‌بایست با بررسی و مداقه جدی اندیشه‌های این شهید افق جدیدی از فعالیت‌ها را پیش روی جوانان کشورمان باز نمود.

ادامه مطلب...

وقتي استخاره ابزار توجيه مي‌شود مريم جمشيدي

همه ما جمله معروف «در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست» را شنيده‌ايم اما اگر اين كار خير انتخاب يك مدير دولتي، يك مسوول و يك فرماندار باشد، تكليف چيست؟ آيا باز هم نيازي به استخاره هست؟

ادامه مطلب...

با مازنیوز همکاری کنید

 

پایگاه خبری تحلیلی مازنیوز  افتخار دارد در مدت زمان کوتاهی که از فعالیت اندک خود گذشته است اعلام می دارد توانسته است حمایت بخش عظیمی از مخاطبان استانی و ملی را با خود همراه نماید

ادامه مطلب...

اعتکاف، تجلی اعتراف و مصاف! صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

خوشا بحال کسانی که اعتکاف را قدر دانسته و کنده شدن موقت از دنیا را تجربه می کنند و مزه ورود به زندگی معنوی را می چشند و در روز قیامت مشمول فراخوان "این الرجبیون" می شوند و بدا بحال آنانی که حتی سالی سه روز هم مشتاق دیدار خدا نشده و وجود خویش را از زنگارهای گناه و غفلت نزدوده و مثل همه خداگریزان، از استحمام روح، استقبالی نشان نداده و با رذایل مهلک اخلاقی رجب المرجب را پشت سر می گذارند،

ادامه مطلب...

آقاي استاندار، آيا اين فرد مشاور شماست؟

اختصاصی مازنیوز:فردي به نام ... با ادارات و نهادهاي غرب استان تماس و خود را به عنوان مشاور شما و روزنامه ايران را وابسته به رئيس جمهور اعلام داشته و عنن مي‌كند كه به دستور استاندار، آگهي‌ها بايد به ايشان داده شود كه ...باتوجه سوالات قبلی دررسانه های مختلف آیا جناب آقای  استاندارفرصت کافی برای پاسخگویی ندارد؟ به سکوت استاندارومعاون سیاسی وامینتی ،مدیر کل  فرهنگ وارشاداسلامی آیا به مفهوم دیده نشدن خبرهای قبلی رسانه ها درباره این شخص است؟یا آن که این  مطالب از نظرآقایان  شایستگی پاسخ گویی ندارند ؟!سوال این جاست که چرا آقایان قانون گرا وطرفدارمردم وعدالت، حقوق این قشر (رسانه) را برنمی تابندونیازی به پاسخگویی درخود احساس نمی نمایند؟!وسوال مهتر اینکه اگرچنین فردی ادعای نادرست میکند چرابااین فردبرخورد  نمی شود؟؟!

ادامه مطلب...

بيكاراني كه نمي دانند سر كارند فرامرزدرخشنده

مازنیوز:بدون شك ،خوب می دانیم که وضعیت کار و تولید محصولات صنعتی کشاورزی و حتی فعالیت های خدماتی در کشورها به عوامل مختلف از جمله فناوری سرمایه گذاری تحقیقات ارتباط صنعت دانشگاه و بازار مناسبات سیاسی اقتصادی بین المللی و به ویژه میزان رشد جمعیت نیروی جوان و در جستجوی کار و حتی رشد اقتصادی وابسته است .
البته این همه عوامل نیست هم چنانکه اگر بگوییم سیاست های جاری و قوانین و سیاست های پولی و مالی سیاست های ارزی صادراتی و وارداتی سیاستهای گمرکی و... دهها مورد دیگر باز هم همه عوامل کار آفرینی در کشور را نگفته ایم چرا که کار به مجموعه ای از فکر و علم و فرهنگ و قوانین امروز و دیروز یک کشور باز می گردد که نمی توان به سادگی یک عامل را اصل تام و تمام برای تولید کار با مشکلات بیکاری برشمرد.
ولی آنچه این روزها می توان درباره آن سخن گفت اين است که فصل پائیز زمستان و رواج بیکاری فصلی سبب می شود که جمعیت بیشتری از افراد جامعه بیکار باشند اما پذیرش یک موضوع هم بسیار سخت و تلخ تر می شود که بشنویم و بخوانیم آمارهایی در کشور مطرح می شود که بیکاری را تا مرز تک رقمی شدن شمار بیکاران کشور کاهش می دهند!
پس این نکته حساسترین نکته ای است که در جامعه انبوهی از بیکاران و افراد جویای کار با آن مواجه می شوند.
متاسفانه برخی از آنها به واسطه بیکاری و از سر ناچاری دست به هر جرم و جنایت و کارهای پست و حتی بزه های اخلاقی می زنند.
اما در مقابل عده ای از مسئولان با چشم بستن بر واقعیت های جامعه آنچنان وضعیت را مطلوب معرفی می کنند که خود بیکاران هم به شک و تردید گرفتار می شوند که نکند واقعا کار دارند و خودشان از آن غافل هستند و اگر زندگی آنها و شرایط تلخ بیکاری آنها دروغ نیست پس این رسانه ها چیست که می گویند ! آیا واقعا من بیکارم ! یا واقعا کار خوب و با حقوق و درآمد کافی برخوردارم کارگران فراوانی که از ورشکستگی کارگاه یا کارخانه و شرکت محل فعالیت خود بیکار شده اند آنها هم گرفتار توهم شده اند.
زیرا آمارهای رسمی نرخ دیگری را اعلام می کنند!
از طرف دیگر مسئولان و قانونگزاران مدعی هستند برای حمایت از کار و تولید بهترین قانون در اختیار ماست ولی مشخص نیست چرا این قانون حمایتی در حاشیه قرار دارد و آنچه در متن است مشکلاتی است که تولید کننده ها و کارگران قادر به فرار از آن نیستند. اما وقتی که تولید زمین می خورد همه از سر دلسوزی از واردات بیش از حد و اندازه طبیعی به ویژه از کشورهای همانند چین اعتراض می کنند.
وقتی تولید در کشور نباشد کارگران بیکار باشند و در بازار هم نیاز و تقاضا وجود داشته باشد سود فعالیت ها در جیب واسطه های وارد کننده کالا قرار می گیرد و مردم هم چاره ای جز استفاده از کالاهای خارجی ندارند و این گردش بیمار بیکاری نبود تولید و تقاضای بازار مصرف و در نهایت واردات کالای مصرفی همواره در حرکت است که در درون خود حجم وسیعی از مشکلات اجتماعی اقتصادی سیاسی فرهنگی پدید می آید که هیچ دولت و کشوری هم نمی تواند در مقابل جان به لب رسیده لشکر بیکاران کاری از پیش ببرد.
ریشه های بیکاری را باید در رکود تولید در کشور جستجو کرد در حالیکه بر اساس اصل چهل و سوم قانون اساسی تامین استقلال اقتصادی ریشه کن کردن فقر و محرومیت و ریشه های اصلی هدف اقتصاد در جمهوری اسلامی است در حالیکه در بند دو این اصل به طور قطعی اعلام شده که تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه حتی از راه اعطای وام به افراد کارآفرین یا در جستجوی کار تاکید شده است .
در چنین شرایطی که بحران بیکاری خطرناک ترین حربه بر ضد کشور و نظام به شمار می رود هرگونه تصمیم غلط یا سخن گفتن اشتباه که منجر به افزایش شمار بیکاران و ورشکستگی کارخانجات شود خیانتش کمتر از توطئه گران سیاسی و به اصطلاح برانداز نیست زیرا برانداز واقعی آن کسی است که به تولید و اقتصاد کشور ضربه می زند و این مشکلات در زمینه های سیاسی خود را نشان می دهد.
وقتی در قالب آمارها بیان می شود که 300 تا 400 واحد تولیدی صنعتی در کشور دچار بحران هستند چرااین مساله دولت و مجلس را نگران نمی کند که لایحه دو فوریتی ببرند تا مشکل نرخ ارز و مساله کارگری مطالبات سازمان تامین اجتماعی از کارخانه ها را حل کنند.

فرامرزدرخشنده 

ادامه مطلب...

انتخابات و تکلیف نخبگان! / صادقعلی رنجبر

 

باز هم بوی انتخابات به مشام رسید و باز هم تکاپوهای انتخاباتی در قالب زمزمه ها، نشستها، جلسات، مصاحبه ها، ستادسازی ها، وعده و وعیدها، تهدیدها، تطمیع ها، تخریبها، دعواها، تبلیغات، راه اندازی سایتها و وبلاگها و روزنامه ها، میهمانیها، مراسم ختم و جشن و ولیمه، استعفاها و عزل ها و... نهایتاً ارائه کنداکتور برنامه های اجرائی ستاد انتخابات وزارت کشور و نیز اعلام رئوس برنامه های نظارت انتخاباتی شورای نگهبان به جلوه درآمده اند تا تنور انتخابات گرم گردد و بعبارتی طبل انتخابات نواخته شده و شیپور آغاز رسمی فعالیتهای انتخاباتی دمیده شود!

علیهذا در این میان مهمترین گزینه انتخاباتی را می توان در دو وجه" مردم و نامزدهای نمایندگی "تعریف کرد و طبعاً "مردم" در روز انتخابات به ادای تکلیف خویش خواهند پرداخت که مقدمه این ادای تکلیف، مطالعه و تحقیق و تحلیلی است که در فرصت باقی مانده انجام داده و بر اساس تجربه، آگاهی، مهارت و بصیرت خویش ضمن حضور در پای صندوقهای رای و ثبت مشارکت حداکثری و آنالیز همه نامزدها، به انتخاب اصلح مبادرت خواهند ورزید و در دگرسوی نیز "نامزدهای نمایندگی" تمام تلاش و اهتمام فردی و ستادی و جناحی خویش را مصروف معرفی خود و گذر از بحرانهای مرسوم انتخاباتی نموده تا به گزینه انتخابی شهروندان در حوزه انتخابیه خویش تبدیل شوند!

در برآوردهای متداول، تردیدی وجود ندارد که در این رابطه چهار گروه از نامزدها به میدان رقابتها قدم می گذارند:

الف-نامزدهایی که هم اکنون نماینده مجلس اند.

ب-نامزدهایی که حداقل در یکی از ادوار گذشته مجلس سابقه نمایندگی دارند.

ج-نامزدهایی که حداقل در یکی از انتخابات گذشته مجلس سابقه نامزدی دارند.

د-نامزدهایی که برای اولین بار به میدان رقابتهای انتخاباتی پای نهاده اند.

یقیناً افکار عمومی با سه گزینه اول مشکل معرفتی و شناختی نخواهد داشت، چرا که آنها بخاطر حضور در انتخابات گذشته تبدیل به چهره های آشنا، کم ابهام و قابل تعریف شده و نگاه بی مقدمه به برنامه های انتخاباتی آنها و نیز احتساب آنچه که در گذشته ارائه کرده اند، برای تصمیم گیری کفایت می کند.

به گمان حقیر مشکل افکار عمومی با مشمولان گزینه چهارم است، چرا که آنها با انبوهی از ابهامات در برابر مردم ظاهر شده و سئوالات زیادی را در اذهان عمومی به خود اختصاص داده و بعبارتی کار آنها از دیگران مشکل تر است و برای صحت این ادعا متذکر می شوم که نتایج انتخابات گذشته نیز عمدتاً یکی از گزینه های الف-انتخاب مجدد نمایندگان فعلی ب-پیروزی نمایندگان ادوار گذشته ج-کسانی که سابقه نامزدی و رقابت تنگاتنگ با نفرات برتر داشته اند را تایید می کند!

البته گزینه چهارم نیز خود به دو قسمت مهم تقسیم می گردد که در قسمت اول مدیران و چهره هایی قرار دارند که برای افکار عمومی بخاطر سابقه مسئولیت و یا سابقه ارتباط با مردم و نیز ویژگی انتساب نزدیک به چهره های محبوب مردم آشنا محسوب شده و نیز در قسمت دوم عده ای قرار دارند که فاقد چنین سوابقی اند و طبعاً احتمال موفقیت آشناها بیشتر از چهره های ناآشناست!

ضمن اینکه بنده علاوه بر معیارهای فوق الاشاره، نمادها و متدهای تبلیغات، انتخاب شعارهای تبلیغاتی، مکان و میزان و حجم تبلیغات، شگردهای تبلیغاتی، محبوبیت و مهارت چهره های فعال و یا مستقر در ستاد انتخاباتی، گفتمان های انتخاباتی، تحرکها و میزان حضور نامزدها در میان مردم، تاییدها و طومارها و نیز عناصرمهمی همچون وزن رقباء و ارزیابی افکار عمومی از آنها به همراه میزان تخریبی که متوجه یک نامزد می گردد و مطالبات خاص یک حوزه را نیز جزء عوامل و موانع موفقیت می شمارم!

نکته ای که ذکرش را در این فرصت لازم می دانم، مربوط به تکلیف نخبگان و فرهیختگان جامعه است که اولاً اگر هر نخبه و فرهیخته توانمندی احساس کند که توانایی انجام این مسئولیت را داشته و از طرفی، افراد و نامزدهای موجود را در اندازه خود ندیده و یا برای مسئولیت نمایندگی مردم ضعیف می پندارد، باید وارد رقابتهای انتخاباتی شده تا حتی در صورت عدم موفقیت، تکلیف خود را انجام داده و دینی به گردن نداشته باشد و ثانیاً برای کمک به افکار عمومی در راستای انتخاب نامزد اصلح، تمام نخبگان باید به صحنه آمده و به تنویر جامعه و رفع ابهامات پرداخته و تکلیف مردم را آسان و آنها را به حقیقت نزدیک تر سازند و در این میان فرقی نمی کند که در کجا حضور یابند، آنها می توانند در ستادها، روزنامه ها و سایت ها و دیگر مبادی ارتباطی با افکار عمومی، حضور یافته و ذهنها را به حقایق رهنمون باشند.

چرا که حال و هوای انتخابات در اقصی نقاط جهان و از جمله در کشور ما با شگردها و حتی فریبهایی مواجه است که متاسفانه افکار عمومی را بازی داده و با احساس مردم بازی می شود و نمی توان در همه زمینه ها اصل را بر برائت گذاشت و بلکه باید ذکاوت داشت که در این رابطه نخبگان و فرهیختگان جامعه دارای رسالت عظیمی باشند.

و یادمان باشد که یکی از اساسی ترین و محوری ترین معیارها، التزام فکری و عملی نامزدها به ولایت مطلقه فقیه است و با توجه به ترفندهای تبلیغاتی فتنه 88 و نیز فتنه جدید موسوم به جریان انحرافی، ظریف نگری و عمیق نگری و نهایتاً فتنه شناسی و انتخاب با بصیرت نامزدها از اوجب واجبات است.

بنابراین اگر هوشیار نباشیم و اوضاع را مراقبت و مدیریت نکنیم و به آنچه که در محیط ما می گذرد، بصیرت نورزیم، حتماً و قطعاً دیده می شود که فراتر از انتخابهای غلط، گاهی مبهوت طراحی دشمنان و یا بدخواهان می شویم!

آن وقت انتخابات ما برای برخی ها به عروسک خیمه شب بازی مبدل شده و طی آن برخی از بوالهوسان قدرت، جرات می کنند و خود را عاشقان ملت می نامند و تشنگان قدرت، با تابلوی شیفتگان خدمت! طنازی می کنند، تمامیت خواهان، بی تابی نهان را به اختفاء برده و با واژه های وظیفه مندی و ادای تکلیف، لفاظی می کنند، وامدارها با مستقل نمایی خود، باندبازی و باندسازی می کنند، ناتوانها با اسطوره سازی از خود دلنوازی کرده و ناکامهای دره پیما، برای فتح قله های انتظارات مردم رویاپردازی می کنند، سیاه نماها، رقباء را به همین اتهام از گردونه رقابتها خارج ساخته و خود را قربانی همیشگی همین سیاه نمائی ها معرفی می کنند، بدنامها، ستادگردانی کرده و بساطهای آرایش و مد و لوده گری و لوطی گری و اباحه گری و رقص و موسیقی جلف، رمز موفقیت محسوب می شوند، اندیشمندان، اعضای کم مقدار هیئت و حرافان و زبان چربها پایه های پرگار قدرت اند، نامزدهای متین، موقر، ماهر، خالص، سالم و امتحان پس داده، منزوی و مهجور و قارچ های مزرعه سیاست، میداندار و مغرورند، طماعان در جلوه و دلسوزان، پرده نشین اند، رقاصان در صحنه و ناصحان، عزلت گزین اند و به تعبیر امام راحل نااهلان و نامحرمان برای تصرف ارکان قدرت، پابرهنه به میدان آمده تا همه چیز را از ید مالکیت و حاکمیت پابرهنگان و ولی نعمتان انقلاب اسلامی، به نفع مطامع و منافع خود مصادره نمایند!

تجربه نهایی انتخابات ریاست جمهوری دهم و متعاقب آن پدیده شوم فتنه 88 که می توانست استکبار جهانی را به آرزوی دیرینه اش نایل کند، باید برای همیشه آویزه گوش مردم و تمامی دلسوزان نظام اعم از عوام و خواص بوده و با توجه به حجم خسارت مادی و معنوی، نگذاریم یکبار دیگر انقلاب اسلامی از این سوراخ گزیده شود.

در این رابطه نامزدهای انتخاباتی که در گروه نخبگان جامعه قرار دارند و انتخابات هم که در اصل یکی از چرخه های گردش نخبگان و مظهری از مظاهر دمکراسی دینی ماست، باید متوجه آثار و تبعات مواضع و مرافعات احتمالی با رقبای خود باشند که خدای نکرده، دود دعوا و اختلافی که بوجود می آورند، به چشم نظام و ولایت و مردم و دلسوزان نظام نرود.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

ادامه مطلب...

دکتر محمدباقر قالیباف : حرف مرد یکی نیست، بلکه 2 تاست

همه باید به قانون گردن نهند و تفسیر این قانون نیز بر عهده شورای نگهبان است. هرچند ممکن است دیگران برداشت خاص خود را از قانون داشته باشند، ولی در نهایت و در مقام تصمیم‌گیری نظر تفسیری شورای نگهبان از قانون است که باید به مثابه ملاک اصلی و حتمی لحاظ شود. اینطور هم نیست که شورای نگهبان همواره برداشت ثابتی از یک قانون داشته باشد ...

روز شنبه مورخ 10/2/90 بار دیگر این افتخار نصیبمان شد که به اتفاق اعضای شورای عالی استان‌ها دیداری صمیمی با رهبر معظم انقلاب داشته باشیم. در ابتدای جلسه و پیش از فرمایشات معظم‌له، گزارشی از سوی آقای چمران و بنده ارائه شد. سپس حضرت آقا سخنانی ایراد فرمودند که به نظر بنده حاوی 2 نکته اساسی بود:    

نکته نخست؛ همه باید به قانون گردن نهند و تفسیر این قانون نیز بر عهده شورای نگهبان است. هرچند ممکن است هر کس و هر جریانی به فراخور فهم و جایگاهی که در آن قرار دارد، برداشت خاص خود را از قانون داشته باشد، ولی در نهایت و در مقام تصمیم‌گیری – بویژه آنجا که پای سرنوشت یک جمع و چه بسا ملت در میان است - نظر تفسیری شورای نگهبان از قانون است که باید به مثابه ملاک اصلی و حتمی لحاظ شود. اینطور هم نیست که شورای نگهبان همواره برداشت ثابتی از یک قانون داشته باشد، چرا که مجتهدین و حقوقدان ها تغییر می کنند. کما اینکه گاهی یک مجتهد نیز نسبت به یک موضوع در یک زمان یک نظر دارد و زمانی دیگر نظری متفاوت از آن. این یک امر طبیعی است و نشان دهنده اوج قوت فقه شیعه است.

نکته دوم؛ معظم‌له به این سخن حضرت امام (ره) اشاره فرمودند که حرف مرد یکی نیست، بلکه حرف مرد 2 تاست؛ چراکه وقتی انسان فهمید، اشتباه کرده، باید بگوید اشتباه کردم و اشتباهش را اصلاح کند. بدیهی است توجه و اهتمام به این 2 نکته، راه حل بسیاری از مسائل و مشکلات را پیش پای ما می‌گذارد.

به نظر بنده، اشاره مقام معظم رهبری به این فرمایش حضرت امام(ره)، در واقع تاکیدی از جانب ایشان است بر مراعات اخلاق در امر سیاست که بویژه مسئولان نظام باید توجه خاصی به آن داشته باشند. بدیهی است توجه و اهتمام به این 2 نکته، راه حل بسیاری از مسائل و مشکلات را پیش پای ما می‌گذارد. امیدوارم که خداوند متعال این توفیق را نصیب همه ما کند تا سرباز واقعی رهبری باشیم و برای حل مشکلات کشور و مردم تمام تلاش خود را به کار بندیم.

ادامه مطلب...

آقای جوانفکر ، شما که شمایید !! ابراهیم بوداغی

مازنیوز:

بسم الله الرّحمن الرّحیم و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و عجّل فرجهم
قال امیرالمومنین علیه السلام : تکلموا تعرفوا فإن المرء مخبوء تحت لسانه . ( نهج البلاغه حکمت 392 )
سخن بگویید تا شناخته شوید زیرا انسان در زیر زبان خود پنهان است .
این فرمایش حضرت امیرالمومنین علیه السلام امروز در اظهارات برخی از دوستان به اصطلاح اصولگرا در حال تجلی یافتن است البته از نوع به خصوص خودش . محتوای مصاحبه اخیر آقای جوانفکر با ویژه نامه نوروزی یک روزنامه _ همشهری _ مصداق بارز و جدید این مسئله می باشد . افاضات ایشان در خصوص حکم صریح ولی امر مسلمین به رئیس جمهور در خصوص موضوع انتصاب آقای مشایی به عنوان معاون اول ، بسیاری از صاحبنظران را شگفت زده نمود چه اینکه تاکنون از مدعیان جریان اصولگرایی سخنانی اینچنین شنیده نشده بود . به برخی از این افاضات توجه بفرمایید :
" چه کسی آن نامه ارشادی ! رهبری به رئیس جمهور را علنی کرد؟ " ؛ " شما در چرایی اش دخول نکنید. این ها نامه های ارشادی! رهبری به رئیس جمهور هستند. " ؛ " مقام معظم رهبری نظر ارشادی ! داده بودند نه نظر تکلیفی. وقتی نامه علنی شد، برای آقای رئیس جمهور تکلیف شد!!! "
دو نکته اساسی در این افاضات وجود دارد : اول اینکه نامه ولایت امر ، ارشادی است و دوم آنکه اجرای آن برای رئیس جمهور تکلیف نبود اما با علنی شدن آن تکلیف شد . حال به متن نامه ولی امر مسلمین توجه فرمایید :
"بسمه تعالي
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام و تحيت
انتصاب جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالي و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگي ميان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مزبور ملغي و كان لم يكن اعلام گردد.
سيدعلي خامنه‌اي
27/4/88
دوباره به جمله آخر نامه دقت فرمایید : لازم است انتصاب مزبور ملغي و كان لم يكن اعلام گردد.
اول آنکه :
جناب آقای جوانفکر : کجای این نامه ارشادی است ؟؟ در مرام و ادبیات جنابعالی از چه زمانی " لازم است " را ارشادی می دانند ؟ یعنی اگر در دستورات رئیس جمهور محترم و حتی شما هم به نیروهای تحت مجموعه تان لغت " لازم است " نوشته شود می شود با این عنوان که این دستور ارشادی است از اجرای آن سرباز زد ؟؟؟ نکته دیگر آنکه از چه زمانی ارشادی و تکلیفی بودن ، بستگی به مخفی یا علنی بودن یک دستور دارد ؟؟ در کدام مرام و مکتب ، دستوری که علنی نشده ارشادی است اما همین که همان دستور علنی شده جنبه تکلیفی و مولوی می یابد ؟؟ آقای محترم ، خودتان هم این حرفایتان را قبول دارید ؟؟؟
دوم و مهمتر آنکه :
آقای محترم ، ارشادی یا مولوی بودن اوامر یک " ولی "مربوط به اهمیت قایل شده از سوی " ولی به عنوان صادر کننده " یک امر و دستور منسوب و صادر شده توسط " ولی امر " است و تأثیر آن در میزان و شدت جزا یا عقوبت در صورت اجرا و یا عدم اجرای آن حکم و دستور است به عبارتی مولوی و ارشادی بودن حکم سطح و میزان کلی پاداش و عقاب را بیان می دارد و نه اینکه مأمور در خصوص مولوی مکلف باشد و در خصوص ارشادی مخیر ؛ در صورت عدم انجام مولوی عقوبت شود و در صورت عدم اجرای ارشادی خیر !! این دریافت و معنا از ارشادی و مولوی که شما دارید نعوذ بالله نوعی استخفاف اوامر الهی است و با نص متون دینی ما در تعارض است .
مگر نه اینکه امر الهی به جناب آدم و جناب حوا در عدم نزدیکی به درخت و میوه ممنوعه ارشادی بود ؟؟ مگر نه اینکه در آیات قرآن این عمل ایشان با الفاظ صریح " عصیان " ، " گمراهی " و " توبه کردن " همراه گردیده ؟؟ یک بار دیگر آیات قرآن بویژه آیات 115 تا 123 سوره طه و همچنین 35 تا 38 سوره بقره را بخوانید . اگر تفاسیر شیعی این آیات را خواندید که چه بهتر . آیا ایشان به واسطه عدم اجرای یک امر ارشادی عاصی و گمراه معرفی نشدند ؟؟ آیا توبه نکردند ؟؟ آیا علیرغم توبه ، عقوبت نشده و به زمین هبط نشدند ؟؟
آقای محترم ؛ این داستان امام صادق علیه اسلام را که شنیده اید ؟؟ :
ماءمون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد: در منزل آن حضرت بودم ، كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :
يابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!
امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن . همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين . سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد. در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد.
حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين .
هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست . آنگاه امام عليه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .
پس از گذشت ساعتى ، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است .
همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟
سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم . (بحارالا نوار: ج 47، ص 123، ح 176، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب )
آقای جوانفکر ، این اصحاب ائمه علیهم السلام در طول تاریخ با ارشادی و مولوی کردن فرامینشان ، موجبات عدم امکان قیام ایشان بوده اند !! امام علیه السلام در آن زمان 5 یار مطیع و مخلص که برایش مولوی و ارشادی نگویند نداشت !! امروز هم افاضات شما دقیقا مانند سهل خراسانی است . امثال سهل خراسانی و جوانفکر زیادند ، " ولی امر " یارانی همچون هارون مکی میخواهد که با یک اشاره امام به درون آتش بروند .
اما آقای محترم : اولا که گناه زنان پیامبر ضعف است " یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً ؛ اى همسران پیامبر! هر كس از شما كار زشت (و گناهى) آشكار مرتكب شود، عذابش دو چندان خواهد بود و این(كار) براى خدا آسان است." (احزاب 30) . لذا گناه افاضات اینگونه امثال شما که دم از اصولگرایی و ولایت میزنید یقینا مضاعف است . دوما : کاری نکنید تعبیر و تحلیل برخی افراد در مورد اینکه فتنه بعدی از درون اصولگرایان است به حقیقت بپیوندد و شما و امثال شما مصادیق آن باشید . سوما : فرزندان ولایت در برخورد با هر فتنه چه چپ و چه راست ؛ چه سبز و چه رنگهای دیگر ، تاخیر نمیکنند ، ضربت یاران و فرزندان ولایت را در برخورد با فتنه و فتنه گران دیده اید ، امیدوارم به مرز چشیدن آن وارد نشوید .
اما کلام آخر ؛ این فرمایش حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله را در خطبه معروف غدیر به یادگار خدمتتان عرض می کنم باشد آویزه گوش مبارک شود : فأن آدم اهبط الی الارض بخیئطه واحده و هو صفوه الله عزوجل و کیف بکم و انتم انتم .
آدم به خاطر یک اشتباه ( نه گناه بلکه اشتباه ) به زمین هبوط کرد حال آنکه برگزیده خدا وند عزوجل بود پس چگونه خواهید بود که شما شمایید .
آقای جوانفکر خیلی ها در انقلاب واژگون شدند ، شما که شمایید !! می فهمید که ؟؟
والسلام علی من اتبع الهدی
ابراهیم بوداغی _ مدرس دانشگاه

ادامه مطلب...

شفقت: جهاد اقتصادي با تدبير امكانپذير است

مازنیوز:ابوطالب شفقت''  مديران اقتصادي اين استان اظهار داشت: تمام مديران دستگاههاي دولتي استان بايد با تلاش بي وقفه همراه با تدبير و تفكر براي تحقق جهاد اقتصادي بكوشند.
وي اضافه كرد: تحقق جهاد اقتصادي در جامعه موجب كاهش فاصله طبقاتي و برقراري عدالت اجتماعي در جامعه خواهد شد و رهبر معظم انقلاب نيز با اين رويكرد سال جاري را سال جهاد اقتصادي نامگذاري كردند.
نماينده عالي دولت در خراسان شمالي گفت: مديران دولتي براي جامه عمل پوشاندن به اين خواست رهبر معظم انقلاب بايد از كارهاي عجولانه و فاقد برنامه خودداري كنند.
شفقت افزود: استان خراسان شمالي از لحاظ شاخصهاي اقتصادي بخصوص درآمدي از استانهاي كم درآمد كشور محسوب مي شود و در سال جهاد اقتصادي تلاش مديران ما به نسبت مديران استانهاي برخوردار بايد بيشتر باشد.
وي اضافه كرد: در سال جهاد اقتصادي و براي تحقق اين فرايند بايد از توانمندي تمام اقشار جامعه بخصوص مردم و نخبگان در بخشهاي مختلف استفاده كرد.
استاندار خراسان شمالي زيربناي كار در سال جهاد اقتصادي در استان را توجه بيشتر به روستاها و ارتقاي سطح درآمد و معيشت روستاييان با بهره گيري از توانمنديهاي اقتصادي اين مناطق دانست و گفت: كمي درآمد روستاييان موجب فريبندگي زرق و برق زندگي شهري در نظر آنان و مهاجرت روستاييان به شهرها شده است.
وي معضل حاشيه نشيني در شهر بجنورد مركز خراسان شمالي را ناشي از پايين بودن ميزان درآمد روستاييان دانست و گفت: در صورت تحقق جهاد اقتصادي و توجه بيشتر به روستاييان و كاهش فاصله طبقاتي در اين مناطق، مي تواند روند مهاجرت را معكوس كرد.
نماينده عالي دولت در خراسان شمالي هدفمند كردن يارانه ها، صرفه جويي در مصرف را از گامهاي اساسي دولت براي تحقق جهاد اقتصادي خواند و قدرداني رهبر معظم انقلاب از عملكرد دولت را ناشي از اجراي اين برنامه ها توسط دولت دانست.

ادامه مطلب...

تبلیغات

تازه‌ترین خبر

پربیننده‌ترین‌ها