صفحه اصلی   |   پیوند ها   |   تماس با ما   |   آرشیو
 
تبلیغات


 
آخرین اخبار
خروجی سایت
 
صفحه اصلی arrow تازه ترین اخبار arrow حکایتی نغز و شنیدنی
حکایتی نغز و شنیدنی
                  حکایتی نغز و شنیدنی-۶                           

                     

مازنیوز به نقل از انگیزه :در تاریخ آمده است که سلطانی مقتدر، سخت بیمار شد و احتمال ارتحال ایشان در اذهان شدت گرفت! در اوج بیماری و کسالت و بستر خوابی وی، وزیر مالیه اش فقرا را فراخوان کرد و به هر یک از آنان وام کلان داد و به آنان گفت:اصل پول و بهره آن را پس از مرگ پادشاه به ایشان مسترد دارند!


کد خبر : 00730 تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۹

سایر وزراء از موضوع با خبر شده و با ملاحظه حال وخیم پادشاه، خبر را مخفی نگه داشتند! اما پس از گذشت مدت زمان زیاد، پادشاه با تحمل زیاد، از بیماری صعب العلاج خلاصی یافت و شفا پیدا کرد و در اوج حیرت همگان به سریر قدرت بازگشت و در اولین مرحله از بازگش به قدرت، همه وزراء را برای ارائه گزارش از اوضاع مملکت به محضر خویش فرا خواند!

وزراء ضمن شرفیابی به حضور و بجا آوردن مراسم شکرانه سلامتی پادشاه، هم گزارش کار و هم گزارش وضعیت ارئه می کردند و سعی داشتند با اعلام ارادت و اطاعت، مراتب رضایت و خرسندی پادشاه را نسبت به خویش فراهم آورده و یا حتی موقعیت و مقام خود را تقویت نمایند!

در همین انحاء، وزراء تصمیم گرفتند که پادشاه را از خیانت وزیر مالیه مستحضر سازند و همین هم شد و پادشاه به محض اطلاع از موضوع، وزیر مالیه را احضار و صحت و سقم خبر را خواستار گردید!

وزیر مالیه نیز بیدرنگ مراتب خبر را تائید کرده و آن را پذیرفت و پادشاه قبل از آن که او ادامه داده و مطلبی را توضیح د هد، پرخاشگرانه دستور داد که او را به دار بکشند، تا درس عبرتی برای دیگران باشد!

ماموران، وزیر مالیه را دستگیر کرده و نیمه برهنه به جلاد سپردند تا دستور پادشاه طرفةالعینی اجرا گردد  و او نیز، ایشان را به پای دار ربرد و طبق رسم از فرد محکوم آخرین حرفها و سفارشات را قبل از کشیدن طناب مطالبه می کنند!

پادشاه نیز از وزیر مالیه که قبلاً مورد وثوقش بود، پرسید: با این همه محبتی که بین ما بود، فقط بگو که چه انگیزه ای ترا به انجام چنین خیانت بزرگی به پادشاه که ولی نعمت شماست، ترغیب کرد؟!

وزیر مالیه گفت : خیانتی در کار نبود و اگر مهلتی عنایت شود، شرح آن را خواهم گفت! پادشاه مهلت داد و وزیر مالیه شرح داد که؛ بیماری پادشاه آنچنان سخت شده بود که با تمام هزینه هایی که هم انجام می گرفت، از حاذق ترین طبیبان مملکت و نیز سایر ممالک هم کاری ساخته نبود و تقریباً همه جواب رد داده و تلویحاً مرگ قریب الوقوع پادشاه را نیز قطعی اعلام می کردند!

من نمی توانستم دست روی دست گذاشته و همچون سایر وزراء، با ولیعهد و یا همان پادشاه آینده دل بسته و یا حتی مقدمات پذیرش خود را نزد ایشان زمینه چینی کنم!

فلذا من به عالم معنا پناه برده و از علمای دینی راه علاج خواستم و آنان به من گفتند که اگر مردم و ترجیحاً تهیدستان و فقراء به مساجد رفته و خالصانه از خدا شفا و طول عمر پادشاه را از خدا مسئلت نمایند، خدای متعال نیز اگر مصلحت ببیند، قضا و قدر را تغییر داده و مرگ او را به تاخیر می اندازد!

من هر چه فکر کردم که چگونه مردم را به دعای خالصانه ترغیب کنم، چیزی به ذهنم نمی آمد تا اینکه تفالی به حافظ زده و این شعر چشمانم را نوازش داد که فرمود:

بلا گردان جان و تن، دعای مستمندان است / که بیند خیر از آن خرمن، که ننگ از خوشه چین دارد؟!

از این بیت شعر حافظ الهام گرفتم و فقیرترین آحاد مردم جامعه را فراخواندم و وام سنگینی به همان شرط و شرحی که وزراء گفتند، به یکایک آنها داده و با جدیت به آنها گفتم که اگر در مهلت مقتضی وام را تمام و کمال و یکجا نپردازند، از خشم من و لبه تیغ جلاد در امان نخواهند بود!

اما از آنجایی که این مستمندان، محتاج تر و ناتوان تر از آنی بودند که روزی توان بازپرداخت داشته باشند، از همان روزی که این پول را گرفته و برای انجام امورات واجب شان هزینه کرده و دوباره تهیدست شده اند، به مساجد رفته و شب و روز برای سلامتی و طول عمر پادشاه دعای خالصانه کردند و تردید ندارم که سلمتی امروز پادشاه و طول عمر قطعی اعلیحضرت، محصول دعای مسمندانی بوده است که کل وام های دریافتی آنها به اندازه هزینه یکی از طبیبانی که از بلاد بیگانه به حضور شرفیاب شده و کاری از پیش نبردند، نبوده است!

حال من از شما می پرسم که آیا کار من خیانت بوده، یا خدمت خالصانه و مریدانه ام به پادشاه محسوب می شود و آیا من مستحق دار مجازاتم و یا اینکه باید مورد امتنان و سپاسگذاری باشم؟!

پادشاه پس از اندکی تامل و اندیشه، از تعجیل و تاثیرپذیری غیر مدبرانه اش شرمنده شد ودستور داد وزیر را از دار پائین آورده و تکریمش کنند و او را مجدداً به حضورش در دارالسلطنه مشرف سازند و چون چنین کردند، پادشاه برای جبران مافات و تجلیل از خدمت مدبرانه اش، وزیر مالیه را به مقام نخست وزیری و یا همان وزیر اعظم ارتقاء و اعتلاء داد و از او دلجوئی کرد و تا پایان عمر به او تفقد ویژه عنایت می کرد! و همیشه زیر لب این شعر حافظ را زمزمه می کرد که :

بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است/ که بیند خیر از آن خرمن، که ننگ از خوشه چین دارد! و جالب اینجاست که همین تک بیت، نگاه او را نسبت به رعایا تغییر داد و سعی کرد رابطه اش را با مردم بهبود بخشیده و فاصله اش را کمتر کند و به اموراتشان واقف شده و تا حد امکان حلال مشکلاتشان باشد!

از این داستان می توان نتیجه گرفت که اولاً نباید زود قضاوت کرد،ثانیاً نباید شخصیت تاثیرپذیر داشت، ثالثاً همیشه باید به دیگران فرصت دفاع داد، رابعاً نباید به ظاهر ماجرا اکتفاء کرد، بلکه باید عمیق شد، خامساً  همیشه عده ای چاپلوس، منفعت طلب، کج فهم، کوتاه نظر و مغرض، حقایق را در نزد اهالی قدرت، جاهلانه و یا مغرضانه وارونه جلوه می دهند!فلذا هر قضاوتی نیاز به تحقیق و تفحص کارشناسانه دارد! 

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه


یادداشت های بازدید کنند گان

نویسنده:          
پست الکترونیکی:
متن:


<قبل   بعد>

 

همت مضاعف و کار مضاعف
مصاحبه
گفتگوی اختصاصی با دبیرکل جبهه اصول‌گرایان اصلاح‌طلب؛  
 
گفت‌و‌گو با دکتر قاليباف: مردم صاحبان اصلي اين کشورند  
 
عنايت‌الله تورنگ :مازندران دلپذيري ميوه‌هاي رنگارنگ  
 
معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد:رابطه مردم و رسانه ها در كشور ما وارونه است   
مقاله
مازندران کتابخانه استاندارد ندارد!رحمان امامي  
 
رمضان ، سیاست و زندگی محسن رضایی   
 
چه كسي دوست دارد خبرنگار شود؟!   
 
گذر از شلوغ بازار مدیریت در مازندران! صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه   
 
حرفه خبرنگاری بایدها و نبایدها داود لطیفی  
 
چه کسی می ماند، چه کسی می رود و چه کسی می آید؟! صادقعلی رنجبرعضو هیئت علمی دانشگاه  
 
آقای استاندار، دل خوش دار که مازندرانی ها نجیب اند و خویشتن دار !   
 
همت چاره ساز است … مرتضي طلايي  
 
کمر همت ببندیم و کمتر حرف بزنیم و بیشتر کار کنیم!  
 
محيط‌ زيست مقدم است يا صنعت؟ عادل جها‌ن‌آراي   
گزارش
دکتر قالیباف :مهمترین رسالت خبرنگار پاسخگو کردن مسوولان است  
 
مازندران و استعدادهای بارور نشده!  
 
برداشت شالی در اراضی استان مازندران   
 
گزارش تصویری بازدید برنج کاران و اعضاء گروه FFS از طرح کشت توام برنج و اردک- شهرستان جویبار   
 
... و اما شهید محمدباقر قالیباف!   
 
مشروح دیدارهای شهردار تهران با مراجع عظام تقلید در قم  
 
چمران: شهرداری در سال 88، عملکرد قابل قبولی داشت  
 
يادمان شهيد کشوري به بهره برداري رسيد  
 
دكتر قاليباف تاكيد كرد: حفظ عزت و استقلال و تحقق رشد و توسعه كشور با پيروي از فرهنگ امام راحل(ره)   
 
سردار کاکویی: نقل قصه جنگ برای پایداری آن کافی نیست   
سرگرمی
طنز

 

 
   
MamboLearn.com